اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 


اشاره: خبر کوتاه بود؛ عباسی مدنی، موسس و رهبر «الجبهه الاسلامیه للانقاذ» - جبهه اسلامی برای نجات – پس از یک عمر جهاد و مبارزه، در دوران «تبعید» در «دوحه» قطر، به علت بیماری و کهولت سن درگذشت و جنازه او به الجزائر انتقال یافت و پس از تشییعی مردمی در مزارستان شهیدان انقلاب الجزائر در کنار همرزمان خود، در دوره جهاد بر ضد اشغالگران فرانسوی، به خاک سپرده شد.

البته این حادثه در مطبوعات جمهوری اسلامی ایران و یا رسانه‌ های دیگر، انعکاسی نیافت و حتی اشاره‌ ای به سابقه مبارزاتی و جهادی وی به عمل نیامد! در حالیکه اغلب دوستان صاحب رسانه، برای یک چریک سکولار پشت کوه قاف! و یا نویسنده‌ ای چپ‌ گرا در کنار سدّ یاجوج و ماجوج! حتی ویژه ‌نامه چاپ می ‌کنند و به بزرگداشت کسانی می ‌پردازند که اغلب مردم مسلمان ایران حتی نام آنها را هم نشنیده ‌اند.

این غفلت و یا تغافل! سابقه طولانی دارد و دوستان ما در حوادثی مانند مسئله «شارل ابدو» و «آلن بدیو» یک فیلسوف‌ نمای چپ ‌گرای فرانسوی (درباره آینده چپ در فرانسه) و یا حتی چند نویسنده و شاعر ایرانی که سالیانی دراز پیش! به افتخار خودکشی! در پاریس نایل آمده ‌اند سنگ تمام می‌ گذارند و ضمن تجلیل بی ‌جا و نشر اندیشه و آثار آنان، به «نوحه ‌سرایی» هم می ‌پردازند و افسوس می ‌خورند که آنها دیگر نیستند!... اما در مورد شخصیت‌ هایی چون: ملاّسعید نورسی، اقبال لاهوری، حسن ‌البنا، سید قطب، شیخ‌ محمود شلتوت، علامه محمدتقی قمی، شهید صدر، طارق ‌البشری، احمد بن ‌بلا، عباسی مدنی و ده ها شخصیت برجسته اسلامی دیگر چیزی نمی ‌نویسند و یادی نمی ‌کنند و به نشر اندیشه‌ های آنان نمی ‌پردازند و حتی دریغ از نشر چند سطر به مناسبت درگذشت آنها...

***
اکنون و به مناسبت چهلمین روز درگذشت مجاهد بزرگ الجزائری، عباسی مدنی، یادی از او به عمل می ‌آید و اشاره‌ ای کوتاه به زندگی و مبارزات وی که از دوستان قدیمی و برادران ارجمند جهادی بود.
 
عباسی مدنی، رهبر جبهه نجات اسلامی الجزائر، در کنار استاد سيد هادی خسروشاهي

...در سال 1347 که همراه مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی برای شرکت در همایش اندیشه اسلامی – ملتقی‌ الفکر الاسلامی – به دعوت وزارت امور دینی الجزائر، به این کشور سفر کرده بودم در جلسات این همایش با آقای عباسی مدنی و ده ها نفر از شخصیت ‌های فرهنگی – سیاسی الجزائر و بلاد دیگر، آشنا شدم.

جلسات کنفرانس در آن سال در شهر «تیزی اوزو» - یک‌صد کیلومتری پایتخت برگزار می‌ شد و رجال برجسته جهان اسلام در آن شرکت داشتند و علمای بزرگ الازهر و مراکز فرهنگی و اسلامی دیگر از جهان اسلام، در آن به ایراد سخنرانی پرداختند و از لبنان، «امام موسی صدر» و «شیخ صبحی الصلاح» شارح نهج‌ البلاغه و از ایران دکتر سید جعفر شهیدی و اینجانب سخنرانی داشتیم.... عباسی مدنی از جمله سخنرانان الجزایری بود که در سخنان خود به شرح مشکلات تمدنی جهان اسلام و راه بیرون ‌رفت از آثار باقیمانده از دوران سلطه فرهنگی استعمار صلیبی – غربی فرانسه پرداخت که مورد توجه شرکت ‌کنندگان قرار گرفت.

اینجانب از همان تاریخ، با عباسی مدنی روابط صمیمانه برقرار کردم و پس از مراجعت به ایران به تبادل فرهنگی پرداختیم و در سفرهای مکرر بعدی به الجزائر، که باز برای شرکت در اجلاس‌ های سالانه «ملتقی الفکر الاسلامی» انجام گرفت، روابط ما با عباسی مدنی صمیمانه‌ تر و نیرومندتر گردید.

در یکی از همان سال‌ ها که به عنوان عضو هیئت علمی کاروان حسینیه ارشاد، در کنار شهید مطهری بودم به پیشنهاد ایشان، عده‌ ای از فرهنگیان و دانشمندان جهان اسلام و دانشجویان مسلمان در اروپا را دعوت کردیم که در مراسم حج، میهمان حسینیه ارشاد باشند. یکی از این دعوت ‌شدگان، عباسی مدنی از الجزائر بود که به عربستان آمد و در مراسم حج شرکت نمود و چندین بار هم به دعوت ما به حسینیه ارشاد آمد و با شهید مطهری، دکتر علی شریعتی، سید صدر‌الدین بلاغی و... ملاقات کرد و در یکی از دیدارها، سخنانی نیز در سالن اجتماعات حسینیه ایراد نمود که در آن به مسئله ضرورت وحدت مسلمانان پرداخت و خواستار تقریب بین مذاهب اسلامی و دوری از تفرقه‌ های طایفه ‌ای و فرقه ‌ای گردید.

فعالیت‌ های عباسی مدنی

عباسی مدنی به سال (1931م) – 1310، در روستای «سیدی عقبه» در منطقه بسکره در یک خانواده اصیل الجزائری به دنیا آمد. مقدمات درسی را در مکتب‌خانه‌ های روستای خود آموخت و در شهر به دبستان ابتدائی فرانسوی ‌ها رفت و سپس به مدارس «جمعیت علماء المسلمین» پیوست و در نزد علمای مساجد بسکره به تحصیل علوم مذهبی پرداخت و همزمان به فعالیت ‌های سیاسی و جهادی مشغول شد و به عنوان عضو مجاهد سازمان آزادی بخش ملی الجزائر به نبرد مسلحانه علیه اشغالگران فرانسوی پرداخت که دستگیر شد و سالیانی چند در زندان‌ های فرانسویان در الجزائر، زندانی شد.

عباسی مدنی پس از پیروزی مجاهدین و اعلام استقلال الجزائر آزاد شد و ضمن فعالیت‌ های سیاسی – اجتماعی، به تحصیل در رشته فلسفه پرداخت و به عضویت جمعیت «القیم» - ارزش‌ ها – درآمد و به علت امضا اعلامیه‌ ای که در آن، علمای بلاد خواستار اجرای احکام اسلامی شده بودند، دستگیر و زندانی شد. و جمعیت تحت فشار دولت انقلابی جدید – در دوره احمد بن بلا، نخستین رئیس‌ جمهوری الجزائر پس از استقلال – از فعالیت بازماند تا آنکه در دوره سرهنگ بومدین که با کودتایی، به ریاست کشور رسیده بود، جمعیت به سال 1345 منحله اعلام گردید.

پس از این مراحل، عباسی مدنی برای ادامه تحصیل و اخذ دکتری، به انگلستان رفت و وارد دانشگاه لندن شد و پس از طی دورانی، رساله خود را درباره «تربیت مقارن» نوشت و به اخذ دکتری نائل آمد و به الجزائر بازگشت.

عباسی مدنی پس از بازگشت، همچنان به فعالیت ‌های خود در زمینه‌ های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ادامه داد و این بار با همکاری گروهی از اسلام ‌گرایان شناخته شده و مجاهد به تاسیس الجبهه اسلامیه للانقاذ – جبهه اسلامی برای نجات – اقدام نمود که در سطح گسترده‌ ای در سراسر کشور به فعالیت پرداخت. در همین برهه، عباسی مدنی به عنوان رهبر جبهه اسلامی برای نجات، با موافقت اعضاء موسس، اعلام اعتصاب عمومی و سراسری در کشور نمود و پس از آنکه رژیم «حالت فوق ‌العاده» در کشور اعلام نمود، عباسی مدنی برای جلوگیری از اغتشاش و خون ‌ریزی، پس از توافق رسمی با دولت، پایان اعتصاب عمومی را اعلام کرد که با مخالفت شدید بعضی از موسسان جبهه اسلامی روبرو گردید و رژیم با سوء استفاده از شرایط و اختلاف به وجود آمده، عباسی مدنی و علی بن‌ حاج را در مرکز جبهه اسلامی نجات دستگیر نموده و به زندان «بلیده» در پنجاه کیلومتری پایتخت اعزام کرد و مدتی نگذشت که دادگاه نظامی «بلیده» هر دو را در یک محاکمه قلابی و سفارشی، به دوازده سال زندان محکوم نمود.

چند سالی گذشت و رهبران جبهه اسلامی نجات، از زندان آزاد شدند ولی عباسی مدنی و بلحاج، به «اقامت اجباری» در منزلی محکوم شده و همچنان در «حصر همه ‌جانبه خانگی» بازداشت شدند.

سال ‌های مبارزه، ادامه یافت و جبهه اسلامی نجات، با رهبری عباسی مدنی در انتخابات شهرداری ‌های سراسر کشور، پیروز نخست بود... و سپس در انتخابات رسمی مجلس، اکثریت کرسی‌ ها، نصیب جبهه اسلامی نجات و دیگر اسلام‌ گرایان گردید.... و در این مرحله ژنرال ‌های فرانکوفیل و مزدوران داخلی وابسته به استعمار فرانسه با اعلام انحلال جبهه اسلامی نجات و ابطال نتایج انتخابات مردمی، به سرکوب وحشیانه وابستگان جبهه اسلامی و دیگر اسلام ‌گرایان پرداخت که هزاران نفر در این سرکوب، کشته شدند و ده ها هزار نفر به زندان ‌ها رفتند که رهبری جبهه، در طلیعه این زندانیان بودند....

***
پس از آزادی، عباسی مدنی در زمینه تبلیغات اسلامی فعال شد و در همین برهه، از عباسی مدنی برای شرکت در کنفرانسی دعوت کردیم و او به ایران آمد و ملاقات‌ های ثمربخشی با رجال و علما و مسئولین کشور داشت ولی همین سفر و دیدارها، از نظر مخالفان و دشمنان جبهه اسلامی نجات، دور نماند و عباسی مدنی پس از مراجعت به کشور، از نو بازداشت شد و تا آغاز دوران تبعید به قطر - «دوحه» - در بازداشت به ‌سر برد.
 
احمد بن بلا (نخستين رئيس جمهور الجزائر پس از استقلال)، استاد سيد هادی خسروشاهی

اندیشه‌های عباسی مدنی

برای آشنایی با نوع تفکر و اندیشه عباسی مدنی فهرست ‌وار به آن اشاره می ‌کنیم:

عباسی مدنی «سلفیت» سلیم را یک مکتب اصلاحی متکی به قرآن و سنت می‌ دانست و خواستار عمل به روش «سلف صالح» بود ولی او هرگز سلفی تکفیری نبود، بلکه روش اعتدال را داشت و خواستار همکاری و تعاون بین صاحبان مذاهب اسلامی و اجرای احکام شریعت، طبق کتاب و سنت بود.

عباسی مدنی با خشونت و تروریسم کور به شدت مخالفت می ‌کرد و معتقد بود که هیچ گروه یا سازمان یا دولتی حق ندارد آزادی ‌های مثبت و قانونی انسان ‌ها را محدود کند و کسانی که اسلام را عامل خشونت و ترور می ‌نامند وابسته به بیگانگان هستند و در واقع استعمار عامل اصلی در اشاعه این اتهامات است.

عباسی مدنی به تعدد احزاب و تکثر سازمان ‌ها و همکاری مثبت با گرایش‌ های سیاسی حتی غیر اسلامی باور داشت و می ‌گفت: تعدد احزاب و تکثر آراء و افکار، موجب آزادی و دمکراسی می‌ گردد و در پناه دمکراسی زمینه انتخاب صالح و طرد فاسد، فراهم می ‌شود و دین در واقع سنت الهی است که توسط پیامبران برای بشریت ارزانی شده است. اگر در جریان زندگی کشمکش ‌هایی وجود دارد، برای روشن شدن «صالح» و «فاسد» است که در نهایت موجب از بین رفتن فاسد و باقی ماندن صالح می ‌گردد «و این سنت الهی تغییرناپذیر است».

او می ‌گفت: در یک کشور و جامعه اسلامی، باید احکام اسلامی به طور کامل اجرا گردد و این امر، با زمینه‌ سازی و فرهنگ‌ سازی لازم باید عملی گردد و هر نوع فشار و اجبار در این راستا، نتیجه معکوس خواهد بخشید. در این رابطه مسئله حجاب بانوان از اهمیت ویژه ‌ای برخوردار است که در یک جامعه اسلامی باید مراعات گردد ولی اجبار در این زمینه هم نتیجه موقتی خواهد داشت.

عباسی مدنی نقش روشنفکران را در مرحله تکاملی جهاد، کم ‌رنگ می ‌دانست و می ‌گفت آنها در رابطه با حرکت سیاسی – جهادی متاسفانه تاثیرگذار نشدند و در واقع نوعی سکوت اختیار کردند در حالیکه توده ‌های مردمی در صحنه حضور داشتند و خواستار همکاری روشنفکران بودند، ولی روش مسالمت ‌آمیز و غیر منطقی روشنفکران باعث گردید که آنها در مقابله با تهاجم فرهنگی و رفع آثار باقیمانده از دوران سلطه صد و سی ساله استعمار فرانسه، عقب بمانند که بی ‌تردید تاریخ میهن، این موضع ذلت ‌بار را در صفحات مربوط به روشنفکران ثبت خواهد کرد.

او معتقد بود نبرد فرهنگی و تبلیغاتی، نبردی سرنوشت‌ ساز بین ما و دشمنان داخلی و خارجی بود و اگر ما در این زمینه پیروز نمی ‌شدیم، بدون تردید در زمینه‌ های دیگر - اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... - توفیقی به دست نمی‌ آوردیم و نتیجه جهاد ما، مثبت نبود. اما توده ‌های مردمی و نیروهای مجاهد اسلام ‌گرا، همه این مشکلات را پشت سر گذاشتند و با پیروزی کامل، روشنفکران را شرمنده ساختند.

عباسی مدنی نخست جبهه آزادی بخش ملی و جبهه اسلامی نجات را دو شاخه تنومند یک درخت تاریخ الجزائری دانست و با بینش همکاری و تعاون با همه، خواستار ائتلاف رسمی نیروهای سیاسی و سازمان‌ های اسلام گرا با جبهه اسلامی نجات بود که بدین وسیله می ‌توانستند در صحنه سیاسی، قدرت بزرگی را تشکیل دهند. البته ائتلاف نشان ‌دهنده آنست که گروه‌ ها و سازمان ‌های مبارز، بر سر پست و مقام رقابتی با یکدیگر دارند و این امر – رقابت – اگر ائتلاف جدی به عمل نیاید، باعث تفرقه و جدایی بیشتر خواهد بود و باعث خواهد شد که مجاهدان اصیل نیز به انحراف کشانده شوند و در واقع اسلام قربانی می ‌شود و «وسیله» به «هدف» تبدیل گردد و اگر این حادثه رخ دهد، دیگر نمی ‌توان گفت که ما به اسلام وفادار مانده ‌ایم و خواستار تشکیل یک نظام اسلامی و ایجاد یک جامعه سالم خواهیم ماند!

اندیشه ‌های عباسی مدنی در زمینه‌ های دیگر بسیار ارزشمند و سازنده است و ما در این یادداشت کوتاه قصد تبیین آن را نداریم و امید که علاقمندان مسائل نهضت ‌های اسلامی به آن بپردازند.

آخرین دیدار

در مراجعت از قاهره به سال 1369، و پس از شرکت در کنفرانس وزرای خارجه کشورهای اسلامی، همراه برادر مکرم آقای اصغر محمدی - از همکاران وزارتی – برای دیدار از عباسی مدنی و تبریک پیروزی‌ هایی که به دست آورده بودند عازم الجزائر شدیم و در دفتر مرکزی جبهه اسلامی برای نجات الجزائر – در پایتخت – به ملاقات وی رفتیم که دیدار پرثمری بود و گفتگوهای مفصلی درباره تجربیات ایران در مراحل قبل از پیروزی انقلاب و ضرورت تفاهم و همکاری با نیروهای سیاسی و احزاب و گروه‌ های دیگر و اسلام ‌گرا، برای پیروزی کامل به عمل آمد که متن آن گفتگوها، همان وقت در گزارشی به وزارت متبوع ارسال گردید. من در آن ملاقات پیشنهاد کردم که با احمد بن بلا، نخستین رئیس ‌جمهور الجزائر پس از انقلاب که در دوران طولانی حصر خانگی، پس از کودتای سرهنگ بومدین بر ضد وی گرایش اسلامی پیدا کرده و به اشتباهات خود در اولویت قرار دادن «سوسیالیسم» و «قومیت عربی» بر «اسلامیسم» وقوف یافته بود توافق یا ائتلافی به عمل آید که عباسی مدنی گفت: متاسفانه رگه‌ های غرب گرایی و فرانکوفیلی پنهان! همچنان بر او حاکم است و همکاری با او مستلزم پذیرفتن اهداف اوست که با گرایش ‌های اصیل اسلامی سازگار نخواهد بود و به نظر من پس از همکاری و عدم پذیرفتن حزب او در مرحله تحکیم پایه‌ های انقلاب اسلامی الجزائر، چیزی نخواهد گذشت که او به عمل کردن به آنچه که در آغاز ریاست جمهوری اش علیه اسلام‌ گرایی انجام داد، اقدام خواهد نمود و بنابراین بهتر است در آغاز ما ائتلافی نداشته باشیم و استقلال فکری و سیاسی خود را حفظ کنیم. پس از تکرار من بر اینکه او اکنون گرایش اسلامی کامل دارد و حتی همسرش در سفرهای وی در اروپا همواره با حجاب کامل در کنار اوست، عباسی مدنی لبخندی زد و گفت: در یک کلام اشاره کنم که «بن بلا» فردی مانند «بنی ‌صدر» شما است و بهتر است که ما این تجربه شما را تکرار نکنیم. پس از دیدار مفصل با رهبری جبهه اسلامی نجات در الجزائر، با آقای محمدی به «سوئیس» رفتیم تا به دیدار احمد بن بلا که در روستایی اطراف شهر «ژنو» زندگی می ‌کرد برویم و در این دیدار من یک قالیچه ابریشمی کوچک به عنوان «سجاده نماز» به او اهدا کردم و خیلی تشکر نمود. سخن از ضرورت همکاری او و حزبش با نهضت جدید اسلام گرایان به ویژه جبهه اسلامی نجات به میان آوردم که شرایط زمان و مکان این همکاری یا ائتلاف را ضروری می ‌سازد.

احمد بن بلا توضیحاتی درباره علل روش اشتباهی خود در آغاز کار پس از پیروزی مجاهدین و ریاست او داد و سپس تعهد واقعی خود را به اسلام اعلام نمود و افزود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر من ثابت شده است که در کشورهای عربی و اسلامی، راهی جز اسلام، کارساز نخواهد بود و سوسیالیسم یا هر اندیشه دیگری، درنهایت به بن‌ بست خواهد رسید، زیرا که ریشه در درون جامعه اسلامی ندارند البته او همچنان «ناصری»! بود و به «قومیت عربی» بیشتر از جبهه اسلامی در الجزائر اهمیت می ‌داد، اما به هر حال من ارتباط با احمد بن بلا، قهرمان نخستین پیروزی انقلاب الجزائر را قطع نکردم و به یاران و هواداران او که در پاریس حزبی تشکیل داده و مجله ‌ای منتشر می ‌کردند، کمک کردم و البته گزارش او را همان وقت به وزارت متبوع ارسال نمودم. بن بلا برای وساطت بین عراق و ایران از راه زمینی به بغداد رفت و با صدام ملاقات نمود و سپس از راه زمینی به ایران آمد و ملاقات ‌هایی داشت که بیشتر دوستانه بود و از هدف خود که کمک رسانی به صدام، برای مقابله با امپریالیسم بود سخن می‌ گفت ولی ما گفتیم که صدام خود عامل رسمی و اصلی و مزدور امپریالیسم است و هشت سال تمام با ایران اسلامی با کمک همه امپریالیست‌ های غربی و شرقی و مزدوران آنها در منطقه جنگیده و خسارت‌ های جانی و مالی بسیاری بر ایران اسلامی وارد کرده است آیا الان معقول است که به او کمک شود؟ بن بلا طبق قرار قبلی به دیدار اینجانب در دفتر مطالعات بین ‌المللی وزارت امور خارجه آمد و ساعاتی به گفتگو نشستیم. همسر او همچنان با حجاب کامل بود ولی بیشتر به فکر خرید سوغاتی و صنایع دستی از ایران بود. البته حقیقت را باید گفت - برای ثبت در تاریخ - احمد بن بلا، علیرغم ناصری و قومی بودن، گرایش ویژه ‌ای به «اسلام انقلابی» پیدا کرده بود و در آثار و نوشتجات و مصاحبه‌ های خود به دفاع جانانه از امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران می ‌پرداخت ولی در همین راستا مبغوض امپریالیست‌ های غربی و ارتجاع عرب و در طلیعه آنها بنی سعود وهابی، قرار گرفت و به همین دلیل در انتخابات جدید الجزائر علیرغم آن همه سابقه جهادی و زندان و تبعیدها موفقیتی به دست نیاورد ولی او همچنان به قول خود «یک جُندی تمام وقت برای انقلاب اسلامی ایران» بود. رحمه الله علی عباسی مدنی و غفرانه لاحمد بن بلا...

تهران – تیرماه 1398
سید هادی خسروشاهی
5/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن