اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 


علمای تبریز:
«خاندان علیاری»
سید هادی خسروشاهی
 
اشاره: آیت الله آقا میرزا جواد غروی علیاری از علمای تبریز، که دارای تألیفات و آثار متعددی بود و یکی از علماء و مدرسین معروف حوزوی در تهران به شمار می رفت، به رحمت حق پیوست. سابقه آشنایی بیش از نیم قرنی با ایشان موجب شد که ذکر خیری به عمل آید و ضمن اشاره به زندگی و عملکرد ایشان، نگاهی نیز به تاریخ و سابقه طولانی خاندان «علیاری» داشته باشیم.
 
***
آیت الله میرزا جواد غروی علیاری در سال 1313 هجری شمسی، در شهر تبریز، در خانواده ای معروف به علم و تقوی و فضیلت به دنیا آمد و در همان شهر به تحصیل مقدمات علوم پرداخت.
 

دوران تحصیلات

۱. در تبریز ـ ایشان از همان کودکی با جدیت به تحصیل پرداخت و دوره های مختلف علمی و اخلاقی را نزد والد بزرگوارشان و حضرات آقایان میرزا محمد آخوندی - میرزا عبدالرزاق مشک عنبری گذرانید.

۲. در نجف - ایشان حدود 10 سال از عمر خود را در کنار حرم مقدس امیرالمؤمنین علی (ع) صرف تحصیل علم کرد و سطوح مختلف علمی را یکی پس از دیگری طی نمود و به قله رفیع استنباط دست یافت. اساتید ایشان در نجف اشرف عبارت بودند از آیات عظام: سید ابوالقاسم خویی، سید ابراهیم اصطهباناتی، سید مرتضی فیروز آبادی، سید نصرالله مستنبط، میرزا محمد قائینی، میرزا احمد علی توحیدی، آقا سید جعفر جزایری.

۳. در مشهد ـ  آیت الله علیاری به علت جو نامساعد عراق به تهران آمد و با نظر والد معظمشان به شهر مقدس مشهد عزیمت نموده و حدود هفت سال در کنار حرم مطهر حضرت ثامن الائمه (ع) از محضر اساتید بزرگوار وقت مشهد، مانند حضرات آیات: سید هادی میلانی، شیخ احمد کفایی خراسانی، حاج شیخ مرتضی شاهرودی بهره برد.

۴. در قم – نامبرده با توجه به علاقه وافری که به استفاده از سرچشمه های علم و معرفت داشت با اینکه کوله باری از علوم و فنون به همراه داشت، به آشیانه آل محمد (ص) آمد و 12 سال نیز در حوزه علمیه قم و از محضر اساتید بزرگوار این دیار استفاده نمود که عبارت بودند از آیات عظام: حضرت امام خمینی، سید محمد رضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، میرزا هاشم آملی، حاج شیخ محمدعلی اراکی، سید محمد محقق داماد، علامه بزرگوار سید محمد حسین طباطبایی.

... مرحوم آیت الله غروی علیاری از همان زمان تحصیل به تدریس سطوح عالیه پرداخت و پس از چند دوره متوالی که دروس فوق را تدریس نمود به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و در کنار دروس فوق از تدریس خصوصی فلسفه، عرفان، اخلاق، تفسیر نیز غافل نبود....

 عزیمت به تهران

آیت الله علیاری در سال 1352 شمسی بنا به اصرار دوستان و علاقه مندان و با پشتیبانی مراجع وقت، از قم به تهران عزینت نموده و در بدو ورود خود به تاسیس مدرسه و مسجد علمیه فاطمیه اقدام نمود و مشغول به تدریس و ترویج شعائر الهی گردید.

آیت الله آقا میرزا جواد علیاری پیش از انقلاب در زمانی که در قم بود در تمامی فعالیت های سیاسی حضوری فعال داشته و نام و امضای ایشان در اعلامیه های حوزه نشان از حرکت و فعالیت های گسترده ایشان دارد. در زمانی هم که به تهران آمد در کنار جامعه روحانیت مبارز بود و در تمامی اقدامات انقلابی آن جامعه حضوری فعال داشت و در طول مبارزات سیاسی که به رهبری امام خمینی (قدس سره) آغاز شده بود همچنان نقشی فعال داشت و چندین بار دستگیر و به زندان رفت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم هیچ شغل اداری را نپذیرفت و به همان کار علمی ـ دینی خود در مسجد و مدرسه، ادامه داد... و سرانجام در اوائل ماه گذشته، به علت کسالت به رحمت ایزدی پیوست.

***
... به مناسبت درگذشت والد ایشان مرحوم آیت الله حاج میرزا علی علیاری، مقاله ای نوشته بودم که برای آشنایی با سابقه تاریخی این خاندان علمی بزرگ آذربایجان، خلاصه ای از آن را نقل می کنم:‌

ارتحال‌ عالم‌ زاهد، فقيه‌ عارف‌، محقق‌ عاليقدر، آيت‌ الله حاج‌ ميرزا علی غروی علياری تبريزی كه‌ به‌ حق‌ از استوانه‌ های تقوا و فضيلت‌ و فقاهت‌ و مجسمه‌ اخلاق‌ والاي ‌اسلامی در عصر ما بود، حوزه‌ های علميه‌ و فقهاء و محققين‌ علوم‌ اهل‌ بيت‌ را سوگوار نمود. اين‌ فقيه‌ والامقام‌ و عارف‌ وارسته‌ از آخرين‌ شاگردان‌ باقيمانده‌ حوزه ‌استادالمحققين‌ مرحوم‌ آيت ‌الله العظمی نايينی و نواده‌ محقق‌ كبير مرحوم‌ ملا علی علياری ‌بود. ...از آنجا كه‌ آيت ‌الله‌ علياری از دوستان‌ نزديك‌ مرحوم‌ والد ماجد آيت ‌الله‌ حاج ‌سيد مرتضی خسروشاهی بود و نگارنده‌ خود در دوران‌ نوجوانی، شاهد ديدارها و ملاقات‌ های مكرر اين‌ دو بزرگوار در تبريز بودم‌، بسيار مناسب‌ خواهد بود كه ‌ به‌ بخشی ‌از زندگی ايشان‌ اشارتی داشته‌ باشم‌، اما چون‌ «خاندان‌ علياری» در خطّه‌ آذربايجان‌ 250 سال‌ سابقه‌ روحانيت‌ و فقاهت‌ دارند و چند نفر از اين‌ خاندان‌ از فقهاء و مجتهدان‌ خدمتگزار شريعت‌ محسوب‌ می گردند و مرحوم‌ علياری ثمره‌ اين‌ شجره‌ علمی كهنسال ‌می باشد، بی مناسبت‌ نخواهد بود كه‌ نخست‌ به‌ سابقه‌ علمی اين‌ خاندان‌ اشاره‌ ای شود:

1. آيت ‌الله ملا علی علياری

نخستين‌ شخصيت‌ معروف‌ علمی خاندان‌ علياری، حاج‌ ملا علی بن‌ عبدالله علياری است‌ استاد مدرس‌، صاحب‌ «ريحانة‌ الادب‌» درباره‌ ايشان‌ می نويسد: « حاج‌ ملا علی بن ‌عبدالله قراجه‌ داغی ديز ماری علياری تبريزی از اكابر علمای طراز اول‌ اوائل‌ قرن‌ چهاردهم‌ هجری می باشد كه‌ فقيه‌ اصول‌، محدث‌ رجال‌، طبيب‌، نجومی، رياضیدان‌، حكيم‌، متكلم‌، اديب‌، شاعر ماهر، خلاصه‌ جامع‌ معقول‌ و منقول‌ و فروع‌ و اصول ‌می باشد...

تولد وی در سال‌ 1236 ه. ق‌ در قريه‌ سردرود ـ دو فرسخی تبريز ـ بود و در قريه ‌«عليار» از قرای «ديزمار» از توابع‌ «قرجه‌ داغ‌» از نواحی تبريز اقامت‌ گزيد. پس‌ از اخذ برخی از علوم‌ و معارف‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ عزيمت‌ و در ارض‌ اقدس‌ به‌ تكميل‌ معلومات ‌پرداخت‌ و از محضر آيات‌ عظام‌: شيخ‌ مرتضی انصاری، ميرزای شيرازی، ميرزا محمد حسين‌ شيرازی، حاج‌ سيد حسين‌ كوه‌ كمری، شيخ‌ رازی آل‌ ياسين‌ و شيخ‌ مهدی فتونی ‌موفق‌ به‌ اخذ اجازه‌ اجتهاد گرديد و پس‌ از آن‌ به‌ شهر تبريز مراجعت‌ نمود و به‌ تأليف‌ و تدريس‌ مشغول‌ شد. وی علاوه‌ بر درس های معمولی، رياضيات‌ و « قانون‌» ابن‌ سينا را نيز تدريس‌ می نمود.» (1)

شيخ‌ آقا بزرگ‌ تهرانی در موارد متعددی از كتاب‌ خود، به‌ تأليفات‌ مرحوم‌ علياری اشاره‌ دارد (2) كه‌ مهمترين‌ آنها كتاب‌ چند‌ جلدی «بهجة‌ الامال‌ فی شرح‌ زبدة‌ المقال‌» در علم ‌رجال‌ است‌ كه‌ سه‌ جلد اول‌ آن‌ در شرح‌ «زبدة‌ المقال‌» منظومه‌ رجالی سيد حسين‌ بروجردی (م 1276 ه) و دو جلد آخر، شرح‌ منظومه‌ رجالی «مُنتهی الامام‌ فی علم ‌الرجال‌» خود وی می باشد كه ‌به‌ عنوان‌ تكميل‌ زبدة‌ المقال‌ مذكور نظم‌ كرده‌ است‌. (3)
 
2. آيت‌ الله حاج‌ ميرزا حسن‌ علياری

يكی ديگر از فقهای برخاسته‌ از خاندان‌ علياری، آيت ‌الله حاج‌ ميرزا حسن‌ علياری ‌فرزند مرحوم‌ حاج‌ ميرزا علی علياری می باشد. صاحب‌ «علمای معاصرين‌» شرح‌ حال‌ او را به‌ قلم‌ نوه‌ مكرم‌ ايشان‌، حاج‌ ميرزا علی علياری اين‌ چنين‌ آورده‌ است‌:

«مرحوم‌ آيت ‌الله حاج‌ ميرزا حسن‌ علياری روز يكشنبه‌ 22 جمادی الثانی 1266 هـ ق در قريه‌ عليار در دوازده‌ فرسخی شهر تبريز متولد گرديد، پس‌ از رشد و نمو، برخی از علوم نقلی و عقلی را در محضر والد ماجدش‌، مرحوم‌ حاج‌ ملاعلی مجتهد علياری فرا گرفت‌. آنگاه‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ عزيمت‌ نمود و از محضر بزرگان‌ آن‌ حوزه‌، حضرات‌ آيات‌: فاضل ‌ايروانی، فاضل‌ شربيانی، ميرزا محمد علی رشتی، حاج‌ ملا احمد شبستری، حاج‌ ميرزا ابوالقاسم‌ حائری نجل‌ صاحب‌ رياض‌ المسائل‌، ميرزا لطف‌ الله مازندرانی، حاج‌ ميرزا محمد علی حكيم‌ الهی مرندی بهره‌ گرفت‌. آنگاه‌ به‌ عزم‌ مراجعت ‌ به‌ تبريز، از برخی ازاين‌ اعلام‌ استجازه‌ نمود، ايشان‌ نيز اجازات‌ مفصله‌ اجتهادی و روايتی به‌ او اعطا نمودند از آن‌ ميان‌ اجازات‌ مرحوم‌ فاضل‌ شربيانی، حاج‌ ملا احمد شبستری، حاج‌ ميرزا ابوالقاسم‌ حائری و آقا ضياء الدين‌ عراقی و آيت ‌الله اصفهانی موجود است‌.» (4) 

از اين‌ فقيه‌ عاليقدر، تعدادی كتب‌ علمی و فقهی بجا مانده‌ است‌. با توجه‌ به‌ يادداشت‌ مرحوم‌ آيت ‌الله نجفی مرعشی آثاری از آن‌ مرحوم‌ باقی مانده‌، از آن‌ جمله‌ است‌: اللئالي ‌المخزونة‌ فی تفسير سورة‌ الكوثر، نظم‌ البرهان‌ فی تفسير القران‌، بدائع‌ الاسلام‌ فی شرح‌ شرايع‌ الاسلام‌، مصائب‌ الابرار، تعليقه‌ و فرائد و مكاسب‌ و ... مجموع‌ تأليفات‌ ايشان‌ به ‌24 عنوان‌ می رسد. (5)

3. آيت‌ الله حاج‌ ميرزا علی غروی علياری

يكی ديگر از فقهای برجسته‌ بيت‌ علياری تبريز مرحوم‌ آيت ‌الله حاج‌ ميرزا علی علياری است‌ در روز 12 ماه‌ رمضان‌ سال‌ 1319 ه . قمری در اين‌ خانواده‌ روحانی پا به ‌عرصه‌ وجود نهاد و در 3 سالگی پدر خود را از دست‌ داد و تحت‌ سرپرستی جد بزرگوار خود مرحوم‌ آيت‌ الله ميرزا حسن‌ علياری قرار گرفت‌. وی در حوزه‌ تبريز مقدمات ‌را فرا گرفت‌ و پس‌ از تحصيل‌ مراحل‌ نخستين‌، برای تكميل‌ آن‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ رفت‌ و محضر بسياری از اساتيد بزرگ‌ را درك‌ كرد و به‌ مقام‌ عالی اجتهاد رسيد و از طرف‌ آيات‌ و مراجع‌ به‌ دريافت‌ اجازه‌ اجتهاد نايل‌ گرديد... اينك‌ شمه ‌ای از زندگی علمی و تحصيلی آن‌ مرحوم‌ را از زبان‌ خود ايشان‌ نقل‌ می كنيم‌.

«... بنده‌، علی غروی علياری، فرزند مرحوم‌ آيت‌ الله ميرزا محسن‌ علياری، در 12رمضان ‌المبارك‌ 1319 قمری، در تبريز متولد شدم‌. در سه‌ سالگی پدرم‌ را از دست‌ دادم ‌و تحت‌ تربيت‌ جدم‌، مرحوم‌ آيت‌ الله ميرزا حسن‌ علياری قرار گرفتم‌. مقدمات‌ و سطح‌ را در محضر اساتيد بزرگوار تبريز، از جمله‌ مرحوم‌ جدم‌ فرا گرفتم‌.

در سال‌ 1340 ه . ق. در معيت‌ مرحوم‌ آيت ‌الله حجت‌، راهی نجف‌ اشرف‌، علی ساكنها آلاف‌ التحية‌ و التحف‌، شدم‌. ابتدا در مدرسه‌ مرحوم‌ آيت ‌الله العظمی ايروانی، حجره‌ گرفتم‌. اين‌ مدرسه‌، به‌ خاطر اين‌ كه‌ مدت ها تعمير نشده‌ بود، امكانات‌ كافی نداشت‌. هوای گرم‌ نجف‌، شوری آب‌ و شايد هم‌ ناآشنايی بنده‌ به‌ آب‌ و هوای آنجا به ‌شدّت‌ مرا می آزرد. مطالعه‌ در حجره‌ مدرسه‌ برايم‌ ممكن‌ نبود. روزی چند بار داخل‌ حوض‌ آب‌ می رفتم‌، تا بتوانم‌ گرما را تحمل‌ كنم‌ و اندكی به‌ مطالعه‌ و تحقيق‌ بپردازم‌.

بعدها، يكی از فضلاء توانست‌ از فرزند مرحوم‌ سيد يزدی، برايم‌ اجازه‌ بگيرد كه ‌روزها از سرداب های مدرسه‌ سيد استفاده‌ كنم‌. روزها پس‌ از نهار، برای استراحت‌ و مطالعه‌ می رفتم‌ آنجا. سرداب ها همه‌ پر بود از طلابی كه‌ يا مطالعه‌ می كردند و يا استراحت‌. تنها يك‌ سرداب‌، كه‌ ميوه‌ ها و قوت‌ و غذايشان‌ را می گذاشتند، خالی بود و من‌ در آنجا استراحت‌ می كردم‌. خيلی نمور بود، ولی چاره ‌ای نبود. مدتی گذشت‌ تا آن‌ كه‌ عنايت ‌خداوند و توجه‌ ابوالائمه‌ (ع‌)، شامل‌ حالم‌ گشت‌ و در طبقه‌ فوقانی مدرسه‌ بخارايی، حجره ‌ای پيدا شد و به‌ آنجا منتقل‌ شدم‌. هشت‌ سال‌ در آن‌ مدرسه‌ بودم‌. مدرسه‌ خوبی بود، سرداب های متعددی داشت‌. از نظر استراحت‌ و مطالعه‌ مشكلی نداشتم‌. از نظر مادی هم‌ بحمدالله خوب‌ بودم‌. مرحوم‌ جدّم‌، هر سه‌ چهار ماه‌، دويست‌ تومان‌ برايم‌ می فرستاد. عشق‌ به‌ درس‌ و بحث‌، خيلی از چيزها را از يادم‌ برده‌ بود. از صبح‌ زود تا بعد از نماز مغرب‌ و عشا، يكسره‌ مشغول‌ تحصيل‌ و مباحثه‌ بودم‌: اول‌ صبح‌ درس‌ مرحوم‌ نايينی در مسجد هندی، بعد از آن‌ درس‌ مرحوم‌ آيت ‌الله محقق‌ زنجانی، بعد درس‌ مرحوم‌ آقا ضياء، پس‌ از آن‌، درس‌ آقا سيد ابوالحسن‌ اصفهانی و عصرها به‌ درس‌ مرحوم‌ آقا سيد ابراهيم ‌اصطهباناتی حاضر می شدم‌.

در خلال‌ اين‌ درس ها، از محضر آيات‌: ميرزا ابوالحسن‌ مشكينی اصول‌ و حجت‌ كوه‌ كمری فقه‌ استفاده‌ كردم‌. در علم‌ رجال‌ از محضر سيد ابوتراب‌ خوانساری و معقول‌ از محضر استاد ميرزا احمد آشتيانی و عرفان‌ و اخلاق‌ از محضر قطب‌ العارفين‌، قاضی طباطبايی، بهره‌ ها برده‌ ام‌. تمامی اين‌ درس ها را می نوشتم‌ و روزهای جمعه‌ هر هفته‌، آنها را پاكنويس می كردم‌.

گاهی، شب ها كه‌ خواب‌ می ديدم‌ به‌ تبريز رفته ‌ام‌، در همان‌ عالم‌ خواب‌، به‌ شدت ‌ناراحت‌ می شدم‌ كه‌ چرا حوزه‌ را ترك‌ كرده ‌ام‌. وقتی از خواب‌ بر می خاستم‌، از اين‌ كه ‌هنوز در حوزه‌ نجف‌ بودم‌، خدا را شكر می كردم‌. حاضر بودم‌ پدربزرگم برايم‌ پول‌ نفرستد، ولی به‌ من‌ اجازه ماندن‌ در نجف‌ را بدهد. ولی متأسفانه‌، ايشان‌ پس‌ از مدتی امر فرمود: بايد به‌ تبريز برگردم‌. حتی حضرات‌ آيات‌ عظام‌: اصفهانی، عراقی و زنجانی برای ايشان‌ مرقوم‌ فرمودند و خواستند كه‌ به‌ من‌ اجازه‌ ماندن‌ بدهد، حاضر نشد. ناگزير به‌ تبريز برگشم‌. برگشت‌ من‌، مصادف‌ بود با زمانی كه‌ رضاخان‌ ملعون‌، روحانيون ‌را خلع‌ لباس ‌می كرد.

در تبريز مشغول‌ تدريس‌، تحقيق‌ و تأليف‌ شدم‌. مسلّم‌ اگر در نجف‌ مانده‌ بودم‌. بيشتر می توانستم‌ از محضر اساتيد بزرگوار استفاده‌ كنم‌، ولی «ما كل‌ مايتمنّی المرأ يدركه‌...» (6) برای درك‌ مقام‌ والای علمی مرحوم‌ آيت ‌الله علياری، نقل‌ جملاتی چند از اجازه ‌نامه ‌های فقهای عظام‌ يك‌ قرن‌ پيش‌، می تواند روشنگر باشد:
 
حضرت‌ آيت‌ الله نايينی می نويسند: «... فأن‌ جناب‌ العالم‌ العامل‌ التقی و المهذّب‌ الكامل‌ الصفی ملاذ الانام‌... الاغاالميرزا علی آقا التبريزی... و قد حضر ابحاثی مدة‌ مديدة‌ و سنين‌ عديدة‌ حتی بلغ‌ مرتبة‌ سامية‌ من‌ الاجتهاد مقرونة‌ بالصلاح‌ و السداد، و له‌ العمل‌ بما استنبطه‌ من‌ الاحكام‌ علی النهج‌ المتداول‌...»

آيت ‌الله العظمی اصفهانی نوشته ‌اند: «... قد حضر عندی شطراً صالحاً من‌ الزمان‌ فی ابحاثی الفقهية‌ و الاصولية‌ حضور فحس‌ و تحقيق‌ و تعمّق‌ و تدقيق‌، و قد حقق‌ و دقق‌ و تعب‌ و كد و جد و اجتهد حتی صار...ممن‌ يشاراليه‌ بالبنان‌، و بلغ‌ مرتبة‌ الاجتهاد و به‌ الثقة‌ و عليه‌ الاعتماد فله‌ العمل‌ بمايستنبطه‌ من‌ الاحكام‌ علی النهج‌ المألوف‌ بين‌ الاعلام‌ و له‌ التصدی للوظايف‌ الشرعية‌ والتولّی لما يتولاها المجتهدون‌ من‌ الامور الدينية‌...»

آيت‌ الله آقا ضياء الدين‌ عراقی مرقوم‌ داشته‌ اند: «... و ممن‌ سعی و اجتهد من‌ تحصيل‌ الاحكام‌ حتی فاز بسعادتی العلم‌ و العمل‌ و نال‌ ملكتی الاجتهاد و العدالة‌ جناب‌ المستطاب‌ العالم‌ العامل‌ و الفاضل‌ الكامل‌ عمدة‌ العلماء و المجتهدين‌ الاقا ميرزا علی التبريزی العلياری... له‌ التقوی و السداد و الوصول‌ الی اعلا درجة‌ الجتهاد فله‌ العمل‌ بما استنبط‌ و يحرم‌ عليه‌ التقليد فيما اجتهده‌ من‌ الاحكام‌ الشرعية ‌فلجنابه‌ ما للمجتهدين‌ الاعلام‌ من‌ حفظ‌ مال‌ الغالب‌ و الايتام‌ و التصرّف‌ فی مال‌ الامام‌ عليه ‌السلام‌ و غير ذلك‌ مما لنوّاب‌ الامام‌ (ع‌)... و جازله‌ التصدی بوظايف‌ المجتهدين ‌الجامعين‌ للشرايط‌...»

علاوه‌ بر بيانات‌ ارزشمند فوق‌، آيات‌ عظام‌: سيد علی آقا، ميرزا آقا حسينی، سيد عبدالهادی شيرازی و ديگران‌ نيز اجازاتی دادند كه‌ نشان‌ دهنده‌ اوج‌ مقام‌ علمی ـ فقهی مرحوم‌ آيت‌ الله علياری است.

اقامت‌ در تبريز

مرحوم‌ آيت ‌الله حاج‌ ميرزا علی آقا علياری بنا به‌ درخواست‌ جد بزرگوارش ‌و اهالی تبريز ناگزير به‌ ترك‌ حوزه‌ علميه ‌نجف‌ شد، و با وجود آنكه‌ استادانش‌ به ‌اقامت‌ دائم‌ معظم‌ له‌ در تبريز مايل ‌نبودند، وارد تبريز شد و برای هميشه‌ در آن‌ شهر اقامت‌ گزيد و به‌ تدريس‌ و تأليف‌ مشغول‌ گرديد و ردای ارشاد خلق‌ را بر معروفيت‌ و رياست‌ و مرجعيت ‌ترجيح‌ داد و حاصل‌ يك‌ عمر پر بركت‌ و سراسر تلاش‌ در حفظ‌ و نشر فقه‌ اهل ‌بيت‌، تقريرات‌ و تأليفاتی است‌ كه‌ بالغ‌ بر 57 جلد می شود. مرحوم‌ آيت ‌الله علياری درباره‌ تقريرات‌ و تأليفات‌ خود فهرست وار می گويد:

«آنچه‌ از دروس‌ اساتيد به‌ عنوان‌ تقريرات‌ نوشته ‌ام‌، بدين‌ قرار است‌:
از آيت ‌الله آقا سيدابوالحسن‌ اصفهانی: طهارت‌، صلات‌، مقداری از اصول‌.
از آيت ‌الله عراقی: زكات‌، صلح‌، رهن‌، قضاء، وقف‌، غصب‌، اجاره‌، بيع‌، خيارات‌، مقداری از خمس‌، منجزات‌ مريض‌، قواعد و يك‌ دوره‌ اصول‌.
از آيت ‌الله نايينی: اصول‌، صلات‌، مكاسب‌ محرمه‌، بيع‌ خيارات‌.
از آيت ‌الله اصطهباناتی: در فقه‌ و اصول‌ مطالبی دارم‌.
از آيت ‌الله حاج‌ ميرزا علی: صوم‌، صلات‌، مقدار زيادی اصول‌.
از آيت ‌الله زنجانی: خلل‌، قواعد، منجزات‌، اجتماع‌ امر و نهی.
از آيت ‌الله حجت‌: مباحث‌ الفاظ‌، بيع‌، خيارات‌.
از آيت ‌الله مشكينی: قضاء و مقدار زيادی اصول‌ (مباحث‌ الفاظ‌ و ادله‌ عقليه‌).

و امّا تأليفات‌، اعم‌ از رساله‌ و كتاب‌، بسيارند، از جمله‌:
تفسير قرآن‌، شرح‌ دعای صباح‌، شرح‌ دعای كميل‌، شرح‌ دعای ابوحمزه‌، شرح‌ دعای افتتاح‌، علل‌ شرائع‌، رسالة‌ در جريان‌ استصحاب‌ عدميه‌، شرح‌ كفايه‌ و شرح ‌رسائل‌، رساله‌ در خلل‌، رساله ‌ای در رضاع‌، شرح‌ استدلالی عروة‌ الوثقی، شرح‌ وسيلة‌ النجاة‌ و...» (7)

فضائل‌ اخلاقی

مرحوم‌ علياری در علم‌ و فضيلت‌، فقه‌ و فقاهت‌، زهد و وارستگی، وقار و سنگينی، تواضع‌ و فروتنی، و سرانجام‌ در پيراستگی از هر نوع‌ هوی و هوسی نمونه‌ بارز و مثال ‌راستين‌ بود و به‌ دنيا و ماديات‌ بی اعتنا و بی علاقه‌ بود و عشق‌ و علاقه‌ خاصی به‌ خاندان ‌رسالت‌ داشت‌. مجموعه‌ اين‌ فضائل‌ و خصلت ها از مرحوم‌ علياری يك‌ قبله‌ اميد برای طلاب‌ و علما و اهالی فضيلت‌ دوست‌ تبريز ساخته‌ بود و از اين‌ جهت‌ اهالی فضيلت‌ دوست‌ آذربايجان‌ هرگز او را فراموش‌ نخواهند كرد:

اينك‌ در پايان‌ اين‌ زندگی نامه‌ كوتاه‌، پاره ‌ای از نصايح‌ ارزنده‌ اين‌ معلم‌ اخلاق‌ و عارف‌ گمنام‌ را نقل‌ می كنيم‌، به اميد آنكه‌ مورد توجه‌ اهل‌ خرد، و عموم‌ اهل‌ علم‌، قرار گيرد:

- تقوا را پيشه‌ خود قرار دهيد در نهان‌ و آشكار، كه‌ قبولی هر عمل‌ به‌ تقواست‌ « انما يتقبل‌ الله من‌ المتقين‌». اهتمام‌ و ورع‌ و زهد از زخارف‌ دنيا داشته‌ باشيد.
- از معاشرت هايی كه‌ در آن‌ غيبت‌ ديگران‌ می شود و يا به‌ ديگران‌ تهمت‌ زده‌ می شود، اجتناب‌ ورزيد.
- هدف‌ از حضور در درس ها، استفاده ‌های علمی و معنوی باشد، نه‌ مادّی.
- در نشر و تبليغ‌ دين‌ و بيان‌ احكام‌ الهی، كوشا باشيد.
- از تهذيب‌ نفس‌، لحظه‌ ای غفلت‌ نورزيد. در كسب‌ اخلاق‌ خوب‌، رسول ‌الله (ص‌) را الگوی خود قرار دهيد كه‌: «ولكم‌ في ‌رسول‌ الله اسوة‌ حسنة‌»
- همواره‌ در حال‌ تخليه‌ و تزكيه‌ باشيد. تخليه‌ از افعال‌ قبيح‌، مانند: ريا، سمعه‌، كبر، نخوت‌، غرور و ... تحليه‌ به‌ افعال‌ حسنه‌ مرضيه‌ در پيش‌ خدا و رسول‌ و حجة‌ بن‌ الحسن ‌(عج‌).
- توصيه‌ می كنم‌ به‌ مداومت‌ بر نماز شب‌ و استغفار و احسان‌ در حق‌ مؤمنان‌، به‌ ويژه ‌اهل‌ علم‌ و برآوردن‌ حوائج ‌دنيوی ‌و اخروی آنان‌.
- نصيحت‌ می كنم‌ همه‌ آقايان‌ و مدرسان‌ را به‌ حفظ مقام‌ و عظمت‌ مرجعيت‌. در نوشتن‌ رساله‌ شتاب‌ نكنند. در اين‌ باره‌ از سيره‌ علمای سلف‌ تبعيت‌ كنند.

آقای حاج‌ شيخ‌ خليل‌ اصفهانی (ره‌) كه‌ از اساتيد ما بود در تبريز، می فرمود: « چند نفر از تجار تبريز پيش‌ من‌ آمدند، گفتند: ما مقلد آيت ‌الله بروجردی هستيم‌، از ايشان‌ بخواه‌ رساله‌ اش‌ را برای ما بفرستد. در آن‌ زمان‌، آيت ‌الله بروجردی، در بروجرد بود و مرجعيت‌ مطلقه‌ را آقا سيد ابوالحسن‌ اصفهانی داشت‌. به‌ ايشان‌ نامه‌ نوشتم‌ و درخواست‌ آقايان‌ را مطرح‌ كردم‌. آيت‌ الله بروجردی، در پاسخ‌ نوشت‌: رساله‌ دادن‌ برای من‌ آسان‌ است‌، ولی شق‌ عصای مسلمين‌ است‌. فعلاً، عَلَم‌ اسلام‌ در دست‌ آيت ‌الله اصفهانی است‌. ايشان‌ مرجع‌ علی الاطلاق ‌اند، صلاح‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ آقايان‌، از ايشان‌ تقليد كنند.»

همچنين‌ مرحوم‌ آقا ضياء، با اين ‌كه‌ شاگرد مرحوم‌ آخوند بود و همدوره‌ و همدرس ‌آقا سيدابوالحسن‌ اصفهانی، ولی راضی نشد در نجف‌ رساله‌ اش‌ را چاپ‌ كنند. شاگرد وی، مرحوم‌ آيت‌ الله آقا شيخ‌ حسن‌ علاّمی، در باختران‌، رساله آقا ضياء را چاپ‌ كرده‌ بود. اهالی مشكين‌ شهر و اردبيل‌ از آقا ميرزا ابوالحسن‌ مشكينی رساله‌ خواسته‌ بودند، ايشان‌ فرموده‌ بود: مرجع‌ علی الاطلاق‌، آقا سيد ابوالحسن‌ است‌، از وی تقليد كنيد.

مرحوم‌ آيت ‌الله شهيدی، با اين‌ كه‌ پرورش ‌يافته سه‌ مدرس‌ معروف‌ نجف‌ بود (ايروانی، شهيدی و مشكينی) و در علم‌ و تقوا عروف‌، تا مرحوم‌ اصفهانی زنده‌ بود، رساله‌ ننوشت‌. تبريز هم‌ كه‌ آمده‌ بود، از آقا سيد ابوالحسن‌، ترويج‌ می كرد.

استاد ما آقای شيخ‌ اسدالله زنجانی می فرمود: « من‌، در سامره‌ درس‌ مرحوم‌ آيت ‌الله آقا سيد محمد فشاركی اصفهانی می رفتم ‌و عمده‌ استفاده‌ درسی من‌، از ايشان‌ بود. وقتی فوت‌ كرد، آمدم‌ نجف‌ اشرف‌. روزها سطح‌ تدريس‌ می كردم (لمعه‌، قوانين‌ و فصول‌) و عصرها رسائل‌ و مكاسب‌ و طهارت‌ شيخ ‌اعظم‌... عده‌ ای از فضلا آمدند كه‌ شما اولاً رساله‌ عمليه‌ بنويسيد و ثانياً به‌ جای سطح‌، درس‌ خارج‌ شروع‌ كنيد، ما هم‌ شركت‌ می كنيم‌!

گفتم‌: رفتن به‌ جهنم‌ بر من‌ واجب‌ عينی نشده‌ است‌!! مراجع‌ بحمدالله بسيارند. علاوه‌ گوينده‌ درس‌ خارج‌ زياد است‌. نياز، درس‌ سطح‌ است‌ كه‌ مدرس‌ كم‌ دارد.»

خلاصه‌، سلف‌ صالح‌ ما، در رساله‌ نويسی و پذيرفتن‌ مرجعيت‌ دينی، خيلی دقت ‌داشته‌ و احتياط‌ كرده ‌اند.»
 
***
حضرت‌ آيت ‌الله حاج‌ ميرزا علی غروی علياری تبريزی پدر بزرگوار آیت الله آقا میرزا جواد، در روز اول‌ ارديبهشت‌ ماه‌ سال ‌1376 برابر با 12 ذيحجه‌ الحرام‌ 1417 ه . ق‌. در 98 سالگی در تبريز بدرود حيات‌ گفت‌ و جنازه‌ آن‌ فقيه‌ فقيد سعيد پس‌ از تشييع‌ در تبريز و تهران‌، توسط‌ علماء و مردم‌ مسلمان‌، به‌ شهر مقدس‌ قم‌ منتقل‌ شد و با حضور و شركت‌ آيات‌ و علما و انبوه‌ طلاب‌ تشييع‌ و در جوار حرم‌ حضرت‌ معصومه‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

--------------------------------------------------------------------------
1. ريحانة ‌الادب‌، ج‌ 4، صص 3 - 192؛ بهجة ‌الامال‌، علياری.
2. الذريعه‌، ج‌ 3، ص 160.
3. نقباء البشر، ج‌ 4، ص 147؛ علمای معاصرين‌، ص‌ 97؛ اعيان‌ الشيعه، ج‌ 8، ص 282.
4. علمای معاصرين‌، تأليف‌ ملامحمد علی خيابانی، ص‌ 179؛ الذريعه‌ ج‌ 3، ص 159 و 160.
5. مقدمه‌ غاية‌ الامال‌ فی ترجمة‌ صاحب‌ بهجة‌ الامال‌، به‌ قلم‌ مرحوم‌ آيت ‌الله آقا نجفی مرعشی، چاپ‌ ايران‌، كوشانپور.
6. مجله‌ «حوزه‌» شماره‌ 63 و 64.
7. همان.
 
منبع: روزنامه اطلاعات، یکشنبه 22 مهرماه 1397، شماره 27122
0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن