اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 


آغاز زندگی

... یکی از برادران مصری اهل رسانه و قلم، که مدتی هم با «صدا و سیما»ی ایران همکاری داشت، پس از مدت ها، هفته قبل به ایران آمد و فرصتی شد که از اخبار و اوضاع مصر، پس از کودتای ژنرال عبدالفتاح السیسی، و قتل عام سه هزار نفر در شهرهای مختلف ـ سرکوب حرکت اسلامی اخوان المسلمین و زخمی و مجروح شدن هزاران بی گناه و زندانی شدن رهبری و اعضای مکتب الارشاد حرکت، همراه دیگر اسلام گرایان غیروابسته به رژیم و... با خبر شویم.
 
سید هادی خسروشاهی و سیف الاسلام البنا - فرزند حسن البنا -
افطاریه اخوان در قاهره، رمضان 1423

پس از سرکوب کامل حرکت های مردمی ـ اسلامی و کودتای خونین و سرنگونی دولت قانونی و منتخب رسمی مردم، در واقع ما از اخبار داخلی مصر، جز آنچه که در جرائد و مطبوعات منتشر می شود, مطلع نشدیم. البته در دیدار با این برادر مصری، امکان بررسی کامل اوضاع کنونی مصر هم وجود نداشت و او به وضوح از بازگوئی مسائل روز, تحفظ داشت و ما هم برای آنکه او در بازگشت به «زندان طره» و کنار برادران اخوانی ـ رهبری و اعضای کمیته مرکزی ـ منتقل نشود، اصراری در این باره نداشتیم، اما از احوال دوستان و برادران پرسیدیم که در چند مورد از درگذشت بعضی از آنها ـ‌از جمله: دکتر شیخ ابراهیم الفیومی (از شیوخ الازهر) و احمد سیف الاسلام حسن احمد عبدالرحمن محمد البنا, فرزند شهید بزرگ، شیخ حسن البنا، خبر داد.

شرح حال دکتر فیومی را در زمان حیات وی در کتاب تقریب آورده ام، و درباره احمد سیف الاسلام که دوستی و اخوت ویژه ای با او داشتم، بی مناسبت نیست که اشاره ای داشته باشم...

احمد سیف الاسلام به تاریخ 22 نوامبر 1934 میلادی در قاهره به دنیا آمد. پدر او شهید شیخ حسن البنا، موسس جمعیت اخوان المسلمین بود. و پدربزرگش شیخ احمد عبدالرحمن البنا، یکی از معروف ترین علمای اهل حدیث در تاریخ معاصر و مؤلف کتاب گرانسنگ «الفتح الربائی» در ترتیب مسند احمد بن حنبل شیبانی است که سی سال تمام از عمر خود را در جمع آوری و تنظیم چهل هزار حدیث نبوی در ابواب فقه صرف این کار علمی کرده بود...

احمد سیف الاسلام در چنین خانواده ای به دنیا آمد و به تحصیل مقدمات علوم پرداخت و پس از طی مراحل مقدماتی، در امتحانات دانشگاهی شرکت نمود و در «دانشکده حقوق» پذیرفته شد و همزمان در نهاد «دارالعلوم» نیز شرکت نمود که لیسانس خود را در سال 1956 از دانشکده حقوق و در سال 1957، از دارالعلوم دریافت نمود.

احمد سیف الاسلام از سال 1946 و در نوجوانی، به سازمان اخوان پیوست و در همه زمینه های مقدور، فعالانه شرکت نمود... در دوره حکومت سرهنگ ناصر، همراه رهبران سازمان در سال 1965 بازداشت شد و پس از مدتی که زندانی بود آزاد گشت و به مدت یک سال تمام در «حصر خانگی» به سر برد تا اینکه باز به علت ادامه فعالیت های حزبی در سال 1969 مجدداً بازداشت شد و پس از محاکمه در یک دادگاه نظامی به ده سال زندان محکوم شد و به زندان رفت...

در دوره حصول آزادی ‌های نسبی در دوره سادات، از سوی سازمان برای شرکت در انتخابات پارلمان، کاندیدا شد و در سال 1987 به عنوان نماینده مردم منطقه «السیده زینب» در «مجلس ملی» انتخاب شد.

در سال 1992 در انتخابات اتحادیه وکلای دادگستری که یکی از مهمترین نهادهای رسمی و قانونی و معتبر کشور بود، شرکت کرد و با آرای بالا، به عنوان دبیر کل اتحادیه انتخاب گردید.

در سال 2001 نیز سیف الاسلام در انتخابات اتحادیه شرکت نمود و با 25 هزار رأی که در واقع اکثریت قاطع آراء بود، به ریاست اتحادیه برگزیده شد و از احترام ویژه قضات و وکلای دادگستری مصر، برخوردار گردید.

و البته همزمان به عضویت کمیته مرکزی و مجلس شورای اخوان المسلمین ـ مکتب الارشاد ـ درآمد و به فعالیت های سیاسی خود، استمرار بخشید...

اندیشه‌ های سیاسی

از لحاظ اندیشه های سیاسی، به طور طبیعی همگام با اندیشه رهبری اخوان و در خط اعتدال و اصلاح امور از طریق اقدامات صلح آمیز بود و با خشونت و عملیات تخریبی به شدت مخالفت می ورزید و در گفتگویی با مجله «المجتمع» ارگان اخوان در کویت ـ مورخ نوامبر 2010 ـ می گوید: ‌باید به مردم آگاهی داد تا به طور مسالمت آمیز، مطالبات خود را مطرح سازد و با یک مبارزه سیاسی آزاد دولت را تحت فشار قرار دهد که به خواست های مردم رسیدگی کند و البته اگر توده ها به صحنه نیایند این مبارزه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید و تنها با حرکت عمومی مردم و به روی کار آمدن نمایندگان حقیقی آنان این امر امکان پذیر خواهد بود و البته هرگز نباید در این قبیل امور، چشم انتظار به «خارج» داشته باشیم، چرا که خارجی ها همواره دنبال منافع خودشان هستند نه منافع توده ها... خارجی ها هیچ وقت حاضر نخواهند بود که تنها به خاطر حقوق ضایع شده ملت ها ـ توسط حکومت ها، وارد میدان شوند و حتی اگر گامی مثبت بردارند در قبال آن توقعات بسیاری خواهند داشت که برآورد کردن آنها به صلاح ملت ها نخواهد بود.

سیف الاسلام در مورد روش و برنامه اخوان در شرایط خاص مصر, می گوید: اخوان در واقع مکتب فکری الهام بخش مردم مصر است و به دلیل امید مردم و به ویژه جوانان به این مکتب، می بینیم که آنها، علیرغم آگاهی از فشارها و شکنجه ها و زندان ها و اعدام های اخوانی ها در دوران ناصر و سادات، فوج فوج به سازمان می پیوندند و با آن بیعت می کنند و فداکارانه در پیشبرد اهداف تلاش می کنند.

و اکنون به نظر من در مقابل اخوان المسلمین، راهی جز اقدام های قانونی نیست و صلاح حرکت و سازمان در اینست که در شرایط کنونی در انتخابات مجلس ملی ـ مجلس الشعب ـ حضور پیدا کنند و از مردم بخواهند که اشخاص واجد صلاحیتی را که اخوان معرفی می کند، انتخاب کنند و در این صورت خواهد بود که پیروزی به دست می آید.

اقبال مردم به ویژه جوانان در آراء آنان به خوبی به چشم می خورد. برای نمونه می توانم اشاره کنم که شهرک «کفرشکر» در استان «القلبوبیه» یک جوان عادی وابسته به جناح اسلامگرا در انتخاب مجلس, بر «خالد محیی الدین» عضو سابق شورای رهبری انقلاب ـ همکار عبدالناصر ـ و رهبر فعلی حزب چپ گرای «التجمع» غلبه کرد و پیروز شد.

در مورد اختلافات جناح های سیاسی سیف الاسلام گفت: من آرزو دارم که همه حرکت های اسلامگرا در همه بلاد عربی، به ویژه مصر، متحد بشوند و تبلور عینی اخلاص در عمل باشند و به دنبال پست و مقام در داخل احزاب و یا در دولت ها، نباشند و ملاک عمل در کار آنها تعالیم قرآن باشد که همه ما را به وحدت و اخلاص در عمل دعوت می کند. جنبه معنوی افراد اگر تقویت شود و نیت ها اگر صالح باشد و کار فقط برای رضای الهی انجام یابد، تردیدی ندارم که پیروزی نهایی از آن اسلامگرایان خواهد بود، یعنی اصل و اساس در پیروزی، نیت پاک و رضای الهی است.

سیف الاسلام و ایران اسلامی

سیف الاسلام مانند اکثریت اعضا و رهبری اخوان المسلمین مصر، هوادار سرسخت ایران اسلامی و پشتیبان اهداف انقلاب اسلامی بود... من در مدت ۳ سال اقامت در «قاهره» چندین بار با وی ملاقات و دیدار غیراداری داشتم، و چون «اخوان» خط قرمز رژیم حسنی مبارک بود، این دیدارها کاملاً غیررسمی! بود... در یک میهمانی ساده شام، با حضور چند اخوانی، دستخط ها و اسناد باقیمانده از پدر خویش ـ شهید حسن البنا ـ را ارائه داد... کما اینکه قبلاً در منزل «جمال البنا» برادر کوچک شیخ حسن البنا، اسناد و مدارک و کتاب ها و مخطوطات پدرش، «عبدالرحمن البنا» را مورد بررسی قرار داده بودم.

یکبار هم به درخواست من با یک ماشین اجاره ای! همراه سیف الاسلام بر سر مزار شیخ شهید، حسن البنا رفتیم و با قرائت فاتحه، یاد او بزرگ داشته شد.

آخرین دیدار علنی! اینجانب با سیف الاسلام در جلسه معروف افطار رمضانی اخوان ـ رمضان 1423 هـ ـ بود که با حضور صدها نفر از اخوانی ها و اعضای دیگر احزاب سیاسی مصر همه ساله در یک سالن بزرگ برگزار می شد... در این مراسم، مأمون الهضیبی، مرشد وقت اخوان المسلمین سخنرانی کرد و پس از پایان مراسم، اینجانب از هضیبی و سیف الاسلام دعوت کردم در کنفرانس وحدت اسلامی تهران، که قرار بود از طرف مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی برگزار شود، شرکت کنند و هر دو بزرگوار، با رغبت کامل دعوت مرا پذیرفتند... اما متأسفانه رژیم مبارک به آنها اجازه خروج از کشور را نداد و آنان نیز مانند شخصیت های برجسته دیگر مصری، حتی شیوخ الازهر، از سفر به ایران منع شدند!

درگذشت

... سیف الاسلام در فجر روز جمعه، پس از ادای نماز صبح در مسجد محله، در هشتاد و یک سالگی درگذشت و به رحمت حق پیوست. تشییع جنازه او با شکوه تمام برگزار شد و شخصیت های برجسته ملی ـ مذهبی و رهبران احزاب و سازمان های سیاسی مردمی، در این مراسم شرکت نمودند ولی عناصر «سلفی»! و گروه های چپ، در این مراسم دیده نشدند! چرا که آنها، هم اکنون در کنار ژنرال سیسی هستند!...

... پس از برگزاری نماز عصر در مسجد «صلاح الدین» دکتر عبدالمنعم ابوالفتوح، از اعضای سابق کمیته مرکزی جمعیت اخوان المسلمین ـ مکتب الارشاد ـ مراسم «نماز میت» را انجام داد. دکتر ابوالفتوح به علت اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ـ قبل از محمد مرسی ـ از سازمان اخوان برکنار شد و حزب «مصر نیرومند» ـ مصر القویه ـ را تأسیس نمود که به علت سلطه دیکتاتوری ژنرال ها!، از فعالیت لازم برخوردار نیست و مدتی نیز به علت مصاحبه ای در انتقاد از رژیم، به زندان رفت!...
 
5/5 امتياز (1)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن