اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
ويژه نامه بهاييت
 
 
 
 
 
 


آیت‌الله احمد صابری همدانی از علمای مبرز حوزه علمیه قم بود که در سطح بین‌المللی فعالیت داشت و چندی پیش به علت کهولت در نود و چهارسالگی در قم درگذشت و به رحمت حق پیوست. به مناسب چهلمین روز درگذشت ایشان، بخش تاریخ و خاطرات «مرکز بررسی‌های اسلامی» گفتگویی با استاد خسروشاهی ـ از آشنایان قدیمی آن بزرگوار ـ ترتیب داده که حاوی اطلاعات ارزنده و اخبار مستندی درباره زندگی و فعالیت‌های علمی، اجتماعی، فرهنگی آن مرحوم است.

آشنایی جناب عالی با مرحوم آیت‌الله صابری همدانی از کی آغاز شد؟
 
به ‌نظرم در سال ۱۳۳۴ که مرحوم آیت‌الله صابری همدانی کتاب «محمد و زمامداران» را منتشر ساخت با ایشان آشنا شدم. کتاب شامل ترجمه بعضی از نامه‌های سیاسی پیامبر اکرم(ص) به زمامداران بلاد، در آن دوران بود و البته از تازگی خاصی برخوردار بود و شاید در ایران، برای نخستین ‌بار بود که کتابی در این موضوع تألیف و منتشر می‌گردید. البته قبل از ایشان مرحوم دکتر محمد حمیدالله حیدرآبادی، پژوهشگر معروف هندی مقیم پاریس، کتاب «الرسول و وثائقه السیاسیه» (پیامبر و اسناد سیاسی وی) را به عربی منتشر ساخته بود که در دنیای عرب و اسلام با استقبال ویژه‌ای روبرو گردیده بود. بعدها نیز مرحوم آیت‌الله شیخ علی احمدی میانجی ـ که هم‌مباحثه آیت‌الله صابری همدانی بودـ اثر ماندگار خود را تحت عنوان «مکاتیب ‌الرسول» (نامه‌های پیامبر) در سه جلد منتشر ساخت که جامع‌تر و کاملتر از تألیفات قبلی بود.

به‌ هر حال چون حقیر از آغاز زندگی طلبگی خود در عالم فرهنگ و فکر و قلم و مقاله و کتاب بودم، به سراغ آیت‌الله صابری همدانی رفتم، در آن دوران (یعنی از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰) در حوزه علمیه قم نوشتن مقاله یا نشر کتابی جدید با محتوای تازه و به دور از مباحث مربوط به علوم حوزوی ـ عمدتا فقه و اصول ـ نوعی سنت‌شکنی‌ و همراه با اتهام «بیسوادی» طرف بود... در همین برهه بود که کتاب «الوثائق» دکتر حمید‌الله به ‌دستم رسید و من آن را به آیت‌الله صابری همدانی دادم که خیلی سپاسگزار شد.

بی مناسبت نیست که به شرح زندگی و آثار ایشان، اشارتی داشته باشید.

آیت‌الله صابری همدانی آن‌طور که خود در کتاب ارزشمند «تاریخ مفصل همدان» که در سه‌جلد منتشر شده است، می‌نویسد: به سال ۱۳۰۲در روستای «بیوک‌آباد» از توابع شهرستان همدان در یک خانواده متدین به ‌دنیا آمد و به تشویق پدر ـ غیاث علی ـ به مکتب‌خانه رفت و دروس مقدماتی را فرا گرفت و سپس به دبستان رفت و همزمان روخوانی قرآن را آموخت و کتابهای مرسوم در آن زمان مانند گلستان و کلیله و دمنه را خواند و در سال ۱۳۱۹ به همدان رفت و در «مدرسه آخوند» سکونت یافت و مقدمات علوم اسلامی را در آنجا فرا گرفت و سپس برای ادامه تحصیل، به مشهد مقدس رفت و در «مدرسه دامغانی» حجره‌ای گرفت و به ادامه تحصیل مشغول شد تا اینکه سال ۱۳۲۵ به حوزه علمیه قم وارد شد.

اساتید ایشان در حوزه علمیه قم، چه کسانی بودند؟

در حوزه علمیه قم، به تناوب، در جلسات دروس حضرات آیات: بروجردی، خمینی، گلپایگانی و سیدمحمد محقق داماد و دیگران حضور یافت و در زمینه فلسفه و تفسیر قرآن هم، در جلسات تدریس علامه طباطبایی شرکت نمود و البته همزمان نیز خود به تدریس کتب درسی حوزه پرداخت و به تألیف کتب تقریری و تحریری و چاپ و نشر آنها اقدام نمود.

از جمله کتابهای «تقریری»، بحثی فقهی از آیت‌الله بروجردی بود که با عنوان «الطریق المسلوک فی حکم اللباس المشکوک» منتشر گردید و بعد تقریرات درسهای آیت‌الله گلپایگانی را درباره «حج» در سه جلد و «الهدایه الی من له‌ الولایه» و «کتاب الصلوه» و… را به دست چاپ سپرد و علاوه بر اینها، بیش از پانزده جلد کتاب نیز در زمینه‌های مختلف تألیف منتشر نمود که از آن جمله است: «تاریخ مفصل همدان» (در سه ‌جلد)، «شخصیت امام صادق(ع)»، «امامت و خلافت در اسلام» و «از فیضیه ۴۲ تا فیضیه ۵۷» و… بعضی از این آثار به زبان‌های ترکی استانبولی، آذری و روسی به‌ هنگام اقامت ایشان در خارج، ترجمه و منتشر گردید که در ایجاد تقریب بین مذاهب اسلامی در آن بلاد نقش به‌سزایی داشت.

اشاره کردید که فعالیت‌های ایشان فرامنطقه‌ای بود. لطفا توضیح بیشتری‌ بدهید.

آیت‌الله صابری همدانی به‌رغم موقعیت علمی ـ حوزوی در قم، به پیشنهاد بعضی از مراجع عظام وقت برای اداره امور مذهبی نهادها و حسینیه‌ها و مساجد بلاد دیگر به کشورهای متعددی سفر کرد و مدتها و گاهی سالها، در آن بلاد اقامت نمود و به امر تبلیغ و نشر اندیشه‌های علوی مشغول شد که نام بعضی از کشورها که اکنون به‌ خاطر دارم عبارتند از: ترکیه، انگلستان، هلند، اسپانیا، آذربایجان، ایتالیا، یونان، آلمان، چین، پاکستان، هند، روسیه و استرالیا و…

البته ایشان در بعضی از این بلاد برای شرکت در سمینارها و کنفرانس‌های اسلامی حضور یافته بود که گاهی به اقامت بیشتر پس از ایام سمینار، همراه بود و به امر تبلیغ در بین علاقه‌مندان می‌پرداخت.

موقعیت علمی و رابطه‌شان با مراجع عظام چگونه بود؟

موقعیت علمی و فقهی ایشان با مراجعه به کتابهای تقریری دروس اعاظم مانند آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله گلپایگانی روشن می‌گردد و البته چگونگی این امر بر فضلای قم روشن بود؛ اما در مورد مراجع ایشان تا آنجا که من می‌دانم روابط حسنه‌ای با همة مراجع و بزرگان حوزه و اساتید و فضلا داشت، ولی گاهی بعضی از منسوبین به بیوتات اقداماتی انجام می‌دادند که موجب ناراحتی می‌گردید…

در همین راستا می‌گویند ایشان با آیت‌الله شریعتمداری زاویه داشت و در خاطراتش هم به آن پرداخته است.

من ایشان را مکرر در بیت آن مرحوم دیده بودم. در ترکیه هم مدتی به عنوان نماینده ایشان حضور یافت؛ اما زاویه‌ای که بعدها به‌وجود آمد، به‌گفته خود مرحوم صابری به این جانب، ناشی از اقدام نامعقول یکی از وابستگان به بیت ایشان بود که گویا برای جلوگیری از سفر آیت‌الله صابری به استانبول در نزد مقامات دولتی سعایت نموده و گفته بود: «ما مسأله را تأیید نمی‌کنیم!» این کلام موجب رنجش ایشان شده بود، ولی مطالبی را که در نامه‌هایی که آیت‌الله صابری از استانبول بر من ‌نوشته، نشان می‌دهد که با خود آن مرحوم مشکلی نداشته و حتی کتابخانه «اهل‌البیت» را که در کنار مسجد ایرانیان تأسیس کرد، وقف دارالتبلیغ نمود.

در مدت اقامت طولانی مدت ایشان در ترکیه، آیا با ایشان ملاقات داشتید؟

در سفرهای متعددی که به کشورهای اروپایی داشتم، همیشه از مسیر استانبول سفر می‌کردم تا با ایشان ملاقات کنم و یا با رهبری نهضت اسلامی جدید ترکیه آشنا شوم که خاطرات مربوط به آن برهه را پنجاه ‌سال پیش، در سال دهم مجله مکتب‌اسلام در آن مجله نوشته‌ام که موجب تشکر حضوری و کتبی آیه‌الله صابری همدانی گردید.

ایشان در خاطراتش به این نکته اشاره کرده و می‌نویسد: «وظیفه‌ای بر دوشم احساس می‌کردم و آن تلاش برای برقراری ارتباط با علویون و آشنایی اینها با اصول و عقاید صحیح مذهب جعفری و همچنین معرفی این شیعیان مظلوم و ناشناخته بود. در وهله اول با نگارش نامه برای آقایان و بزرگان، وضعیت اینها را بیان کردم. در همان مقطع آقای سیدهادی خسروشاهی به دیدن من در استانبول آمد. با اطلاع از وضعیت علویون و خدماتی که انجام داده بودم، مقاله مفصلی نوشت که در مجله مکتب اسلام به چاپ رسید. در آن مقاله ایشان متذکر شده بود که فلانی باید از سوی علما و بزرگان برای خدمات بیشتر و بهتر مورد حمایت قرار گیرد، ولی نه تنها حمایت صورت نگرفت، بلکه دولت ترکیه هم نسبت به کار و دامنة فعالیتم قدری حساسیت پیدا کرد و محدودیت‌هائی را برای ما به وجود آورد…» (خاطرات آیت‌الله صابری همدانی، تهران، ۱۳۸۴، ص۲۴۱، مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

خاطره خاصی از این دیدارها ندارید؟

خاطرات که زیاد است، ولی نکته‌ای که یک بار من با آن مواجه شدم، موجب تعجب و پرسش شد!:

روزی در دفتر ایشان نشسته بودیم که یک بانوی ترک با «حجاب کامل» همراه دختر نوجوانی با «بی‌حجابی کامل»، وارد شدند و پس از سلام و عرض ادب، به طور مستقیم به سراغ ایشان رفتند و نخست خانم پیر، دست «خوجه» را بوسید و سپس دختر نوجوان و بعد مشکلشان را مطرح کردند و پاسخ دریافتند و رفتند.

پس از رفتن آنها من به عنوان بحث طلبگی، موضوع اشکال در دست‌بوسی را مطرح کردم و شاید هم کمی تند؛ ولی آیت‌الله صابری همدانی با خونسردی در پاسخ گفتند: بدون تردید نه آن پیرزن و نه این دختر جوان در اقدام خود هیچ گونه «ریبه‌ای» نداشتند و اصولا در ذهنشان هم چنین امری خطور نمی‌کرد؛ حقیر هم مانند آن دو… نکته‌ مهم این است که ردکردن آنها موجب دلسردی و احساس بی‌احترامی و در نهایت، دوری می‌گردد و من با ملاحظه این نکات، این امر را خلاف نمی‌دانم و اگر شما هم اقامت دائم داشته باشید، با این قبیل امور روبرو خواهید شد.

این موضوع را من در هامبورگ با شهید آیت‌الله دکتر بهشتی مطرح ساختم و ایشان گفتند: این مشکلی است که من هم با آن روبرو هستم، ولی فتوا بر جواز امر ندارم. البته آقای همدانی هم خود با موازین آشناست، لابد انجام این امر را ضروری می‌دانند و نفی آن را به مصلحت نمی‌دانند. و اصولا در بعضی موارد، به‌ویژه در غرب که تبلیغات زیادی علیه مسلمانان به عمل می‌آید، برخورد منفی با بانوان، حمل بر بی‌احترامی نسبت به زن از دیدگاه اسلام تلقی می‌شود که برای رفع این برداشت، باید اقدامات مثبت و مشروعی انجام داد…

اشاره کردید که مکاتباتی هم با مرحوم آیت‌الله همدانی داشتید، در چه زمینه‌هایی بود؟

آیت‌الله صابری در کنار مسجد ایرانیان، «کتابخانه اهل‌البیت» را تأسیس کرد و مایل بود که آن را تکمیل کند و از بنده خواست کتابهای جدید و یا کتابهای قدیمی تازه چاپ را که در قم چاپ می‌شود، برایشان بفرستم. من هم چنین می‌کردم. در نامه‌های ایشان هست که چه کتابهایی را دریافت کرده‌اند و حتی یادآور شده‌اند که چرا کتابفروشی قم، دوره «دایره المعارف اسلامی» را گرانتر حساب کرده است؟!

... بنده هم کتابهای جدید اسلام‌گرایان ترکیه مانند ملاسعید نورسی ـ رهبر حرکت نور ـ را درخواست می‌کردم که ایشان می‌فرستاد. کتاب «دو مذهب، مذهبی عامل ارتجاع و امپریالیسم، مذهبی در راه توده‌ها و ملتها» را که نوشتم، مورد استقبال جوانان و دانشجویان قرار گرفت و بارها در ایران چاپ شد. دوستان ترکیه‌ای نیز خواستار ترجمه و چاپش در ترکیه بودند که آیت‌الله صابری همدانی اقدام به ترجمه و نشرش کردند.

علاوه بر اینها بنده چون مشغول جمع‌آوری اطلاعات و اسناد درباره سید جمال‌الدین حسینی اسدآبادی در دوران اقامتش در استانبول بودم، از ‌آیت‌الله صابری خواستم که هرگونه سند یا عکس و یا مقاله‌ای که در این باره وجود دارد، کپی یا نسخه‌ای از آن را برایم بفرستند تا در مجموعه‌ مربوط به «سید» از آنها استفاده شود. ایشان پذیرفت و از جمله کپی رساله‌ای را به من اهدا کردند که عده‌ای از علمای عثمانی در دفاع از شخصیت سید با عنوان «رجل الشرق» نوشته بودند و ایشان از نسخه اصلی آن به عنوان یکی از بهترین آثار مخطوط در کتابخانه خود یاد می‌کرد.

فراموش نکنم که در این زمینه جناب آقای عباس افعالی از بازرگانان ایرانی مقیم استانبول که همکاری نزدیکی با مسجد و کتابخانه داشت، تشریک مساعی می‌نمود و چون خود اهل فرهنگ و کتاب و مطالعه بود، بارها در این زمینه اقدام نمود و دهها نامه بین ما رد و بدل شد که متاسفانه کپی ‌نامه‌های خود را ندارم، ولی نامه‌های آیت‌الله صابری و آقای افعالی را دارم.

آیا ایشان فعالیت‌ سیاسی هم داشتند؟

آیت‌الله همدانی در دوران نخستین حضور در حوزه علمیه قم با حرکت «فدائیان اسلام» و شخص شهید نواب صفوی آشنا شد و در مبارزات فدائیان شرکت داشت و در نهضت ملی شدن صنعت نفت هم نقش فعالی به عهده گرفته بود و اصولا این روحیه انقلابی را همواره دارا بود. با این سابقه و تلمذ در محضر امام خمینی، ایشان در نهضت اسلامی ایران هم تا پیروزی انقلاب اسلامی، در ایران و خارج، فعال بود و کتاب «از فیضیه ۴۲ تا فیضیه ۵۷» را هم که حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و وقایع مرتبط با آن را به سبک بسیار جالبی به رشته تحریر درآورده که با مطالعه آن روحیه مبارز ایشان روشن می‌گردد.

آیت‌الله صابری در تثبیت مبانی نظام و تشکیل جمهوری اسلامی از هیچ تلاشی دریغ نورزید و پس از پیروزی انقلاب هم خدمات برجسته‌ای انجام داد و در نهادهای علمیر فرهنگیر اجتماعی و سیاسی حضور فعال داشت؛ از جمله: عضویت در شورای مدیریت حوزه علمیه قم، عضویت در جامعه مدرسین، نمایندگی در مجلس خبرگان رهبری، نمایندگی امام در استانبول و آیت‌الله خامنه‌ای در جمهوری آذربایجان (باکو) و یا سرپرستی طلاب غیرایرانی در حوزه علمیه قم را می‌توان نام برد…

آیا هم اکنون مواردی از نامه‌های ایشان در دسترس دارید که برای ما نقل کنید؟
 
دو سه نمونه از نامه ها را در اینجا نقل می کنم:

مورخه 12 ذیحجة الحرام 1388

حضور محترم جناب مستطاب ثقة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید هادی خسروشاهی

به عرض عالی می رساند پس از تقدیم سلام امید است که حج شما مبرور و سعی تان مشکور و خودتان هم حاج اقا خیلی مهم باشید و این سفر معنوی و روحانی متعاقب سفر اوروپای کذائی باشد لکن شما که وقتی جز مطالعه جرائد و تماس با رجال علم مسلم نداشته اید زیرا که در چند روز اقامت تان در استانبول علاقه من به شما زیادتر شد، چون دیدم از فوائد خمسه مسافرت فقط به امور سه گانه علم و آداب و حکمت ماجد را در نظر دارید. نامه گرامی زیارت از مطالب محبت‌انگیز و مهرآمیزتان مسرور و بلافاصله تلفن اداره نشریه اتحاد و ارسال شماره های ناقص را تأکید نمودم ولی رسیده یا نه نمی دانم.

در خصوص ترجمه «دو مذهب» با مترجم قرار بسته شد متاسفانه بر اثر کسالت مترجم در مریضخانه تحت عمل قرار گرفته ولی همین روزها خارج و شروع به کار خواهد کرد. ان شاءالله اطلاع می دهم.

موضوع یادداشت های مسافرت آنجناب در خصوص ترکیه و استانبول و حقیر، بنده به سهم خود سپاسگزارم ولی اصلاً اسمی هم نمی بردید، در علاقه من و طرز تفکرم درباره شما تغییری حاصل نمیشد لکن اظهار نظر دیگران در مشاهدات اشخاص غیر معقول است چونکه بحث فقهی و اصولی نیست که محل نظر و اعمال فکر و تأمل قرار گیرد، ولی خودتان از این اشکال جواب دادید و سرّش را بنده می نویسم مسلما نظری جز عدالت و حفظ مصالح تعلیمات عالیه مکتب اسلام نداشته اید جزاهم الله و ایّاکم احسن الجزاء.

با حضرت آیت الله العظمی در مکاتبه هستم، وقف نامه کتابخانه هم تنظیم و ارسال شد که اگر محتاج به اصلاح باشد اشاره فرمایید اگر خواستید بخوانید به نحوی که از بنده نداند، پرسید که آیا وعده وقف کتابخانه را عملی کرد یا نه؟...

به هر حال امیدوارم که مسافرت اروپای شما متعاقب با سفر حج در زندگی و افکار اجتماعی آنجناب تحول عمیق تری ایجاد کند و به فکر تأسیس یک سازمان تبلیغی دینی مجهز و مدرن و مطابق اصول علمی و مناسب با شرائط کنونی بین المللی بیافتید و بدانید با این اسلحه های قدیم و روش پوسیده ما هرگز در مقابل دشمنان مسلح و مبلغین واتیکان و حتی بعضی مخالفین خودمان پیروز نخواهیم شد.

اگر بتوانم با حضرت آیت الله العظمی درباره تشکیلات تفاهمی پیدا کنم این مرکز اسلامی اهل بیت فائده بزرگی خواهد داشت اگر تقویت شود، لکن با وضع فعلی ماندنم بسیار بعید به نظر می رسد. افسرده و خسته ام. محضر مقدس حضرت آیت الله روحانی سلام برسانید از قول خانم خدمت خانم محترم سلام برسانید امید است که دومین زیارت شما در راه اروپا در استانبول نصیب ما گردد کارهای لازم و سفارشات مورد علاقه تان ارجاع فرمایید امید است انجام گیرد.

مخلص همدانی 
 
*  *  *

شماره 115 11/10/47
 
دوست ارجمند نامه شیرین و محبت انگیز شما مانند بعضی از اثرهای قلمی تان صفا و حلاوت مخصوص داشت از عواطف پاک و احساسات بی ریا و عمیق مذهبی تان خرسند از مراحم عالی شما صمیمانه متشکرم. از اینکه مسافرت اروپای شما که در تاریخ زندگی آنجناب درخشندگی کامل خواهد داشت به خوبی و خرسندی پایان پذیرفته و با اندوخته ها و فراورده های تجربی و علمی به قم برگشته اید، مسرور گردیدم از وعده اظهار محبت شما درباره خدمات حقیر دراستانبول و گزارش های واقعی آن جناب مرا بیش از پیش به علاقه مذهبی و احساسات دینی آن دوست دانشمند معتقد ساخت.

امسال ماه رمضان توجه گروه علویین به مسجد و پنجاه درصد روزه گرفتن و نماز خواندن آنان زحمات طاقت فرسای چند ساله و بی خانمانی این مدت را از یاد برد. حقیقتاً قابل توجه بود، طولی نمی کشد که 14 میلوین نفر دور از تعلیمات امام صادق بهترین شاگردان مکتب آن حضرت خواهند بود ان شاءالله اعلامیه ای برای امسال منتشر کردم بی اثر نبود.

اوامر عالی تان درباره کتاب و سفارشات دیگر انشاء اهلش عملی خواهد شد. دائره المعارف اسلامی و ابن سبا و مذهب اهل البیت رسید البته آن دو تا مکرر شده تا ببینیم اما دائره از طهران انتشارات جهان 15 جلد آن را یعنی تماما به قیمت خیلی ارزان تر از این می داد از دوره تمام 450 تومان صدی ده هم کم کرده بود جناب آقای اسماعیلی گران حساب کرده اند باید از حساب شما کسر کند.

آقای صالح اوزجان اگر به وعده خود عمل کند نشر و چاپ نماید، خوشوقتیم از حق التالیف من و جنابعالی صرف نظر می کنم مهم نیست منظور خدمت است. البته گزارشات شما و دوستان دیگر نتیجه خواهد داد اما شما از نزدیک بهتر خواهید دانست که گزارشات مثبت نتیجه بوده یا نه؟ اگر چه بنده فعلا تمام تشکیلات را وابسته به دار التبلیغ نموده ام حتی وقف نامه کتابخانه به نام دار التبلیغ تنظیم گردیده و نشریه هم چنین خواهد بود لکن فعلا با مشکلات مخالفت جمعیت خیریّه و سخت گیری مقامات ترک در تذکره اقامت روبه رو هستم و هل من ناصر ما بجایی نمی رسد تنها دلم به این خوش است ان تنصروالله ینصرکم. از برکات قدوم فرزندان زهرا فعلا از جهت منزل در زحمت نیستم. چون کارت چاپ شده بود آدرس ندادم فعلا ضمیمه گردید اما سعی کنید پیش از حرکت ما از استانبول به اتفاق خانم سفری به اینجا نمایید حضرت آیت الله اب الزوجه شما را سلام برسانید از قول خانم و حقیر، خانم محترم را سلام برسانید.

از تألیفات سودمند خود برای کتابخانه اهل البیت اهداء نمایید در خصوص کتابخانه اگر چیزی بنویسید بجا است.

زیاده ایام توفیق و عزت مستدام باد    

احمد همدانی

درباره حج البته مزاح بود چون نمی توانم حرکت کنم و تا واجب نباشد حاضر نیستم در عین حال متشکرم. عرض دیگر جزء ششم از دائره نرسیده علاوه بعضی مجلدات ناقصی دارد بعداً به کتابفروشی می نویسم، سرکار هم تذکر دهید.
 
 
 
*  *  *
 
غره رمضان 1388

به عرض عالی می رساند سلام و محبت و ارادت تقدیم می دارم سلامت و سعادت بیشتر شما را از خداوند خواهانم. حال حقیر از برکات دعای شما سالم و خدا را شکر سلامتی برقرار است. دو نامه از سرکار یکی از اطریش دیگری از هامبورگ زیارت گردید و جوابی به قم تقدیم شد و بعد از آن هم کتاب های لوامع را به وسیله پست سفارشی فرستام. راجع به کتاب سرکار «دو مذهب» با یک نفر مترجم کامل صحبت نمودم که درست ترجمه نماید پانصد لیره ترک خواست که سیصد تومان و کسری باشد چون جنابعالی تا دویست تومان اجازه داده بودید خودداری گردید چنانچه مایل باشید اقدام شود اگر این کتاب به هر وسیله طبع و نشر گردد مفید است و با افکار روز مخصوصا جوان های استانبول سازگار و امید است که در ضمن خدمت مورد توجه قرار گیرد لکن قرار و تصمیم بستگی به اطلاع و قرار جنابعالی دارد.

وضع اینجا اخیراً برای خاطر بعضی مقاله ها که در جراید علیه ما منتشر می شد خوب نبود، فعلا بحمدالله سر و صدایی نیست البته همیشه به دعای خدمتگزاران دین محتاجم زیاده ایام عزت مستدام. به تمام دوستان مکتب اسلام سلام تقدیم می دارم.
راجع به دعوت دانشجو کسی پیدا نکردم اما خودم را مهمان حساب نمایید، ممکن است.
 
احمد همدانی
 
 

*  *  *
 
اهل بیت کتابخانه سهی ایرانلیلار جامعی
 
به عرض محترم عالی می رساند. پس از تقدیم سلام موفقیت و سلامت و سعادت شما را از خداوند خواهانم.

از برکات دعای دوستان سالم و دعاگویم. پیش از تشرف به حج نامه گرامی زیارت و به جواب آن مبادرت گردید تا طبق نوشته خود سرکار، اولین نامه ای که به دست شما در مراجعت از حج می رسد نامه حقیر باشد انتظار می رفت اولین پاسخی که به نامه دوستانتان مرقوم فرمایید، نامه حقیر باشد، ولی تاکنون به زیارت نامه شریف موفق نگردیدم. آقای اسماعیل کتاب ها را ارسال فرمود تا 14 جلد مرتب آمده، چون احتمال می دادم تابستان به استانبول تشریف می آورید، منتظر نامه تان و بشارت آمدنتان بودم نامه نمی نوشتم، حالا دیگر لازم به تصدیع شد.

کتاب بحمدالله تماما و کمالا ترجمه گردید و آماده نشده است. متأسفانه هر چه دنبال صالح بیگ می گردیم او را پیدا نمی کنیم یعنی در استانبول نیست امروز ساعت 3 بنا است در مرکز مجموعه بلال با یکی صحبت شود امید است به زودی شماره های نشریه اثر آن دوست عزیز به ترکی لاتین به قم فرستاده شود بلکه بتوانم به صورت کتابی هم درآوریم.
 
اوضاع استانبول تا حدی آرام و یادداشت های سفر شما را مرتب می خوانم در یک روزنامه جدید التأسیس HALK REHBERI: رهبر مردم، مطالبی می نویسم ولی این نشریه از طرف دوستداران ما است هر 15 روز منتشر می گردد اما هنوز ضعیف است از حالات خود و اوضاع حوزه مستحضر فرمایید امید است که کار خیر شما انجام گرفته باشد از طرف حقیر و خانم خدمت خانم محترم سلام برسانید ماه عسل را در استانبول بگذرانید محضر مقدس آیت الله روحانی سلام تقدیم بدارید.
 
زیاده ایام عزت مستدام باد
مخلص همدانی
 
 
 
0/5 امتياز (0)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن