اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلي آبائِهِ في هذِهِ السّاعَهِ وَفي كُلِّ ساعَهٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَناصِراً وَ دَليلاًوَ عَيْناً حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً     
 
ويژه نامه
 
يادمان استاد خسروشاهي رحمت الله عليه
 
 
 
 
 
 
مصاحبه شونده  :  استاد سيدهادي خسروشاهي
موضوع مصاحبه : سياسي
خلاصه  :  نهضت هاي اسلامي در كليت خود، انگيزه واحد و گرايش و هدف مشتركي را پي گيري مي كنند، ولي نمي توان براي همه حركت ها و نهضت ها، مسير واحدي را تعيين كرد، بويژه كه در هر كشور و سرزميني، برداشت ها و صفت هاي خاصي مورد توجه و نظر رهبري نهضت ها قرار مي گيرد كه باعث پيدايش جريان هاي مختلف مي گردد، ولي در كل بايد پذيرفت كه اغلب اين جريان ها، هدف واحدي را پي گيري مي كنند.


اشاره: نهضت‌های اسلامی در جهان معاصر که محصول جریان گسترده «بیداری اسلامی» است، از پدیده‌های جالب توجه در دنیای معاصر است. این پدیده تا بدان پایه دارای تأثیر بوده که جامعه‌شناسان غربی را به اذعان به این واقعیت واداشته است که بسیاری از کشورهای اسلامی به‌ویژه کشورهای مسلمان خاورمیانه در معرض «انقلاب» قرار دارند. در بازکاوی این پدیده شگرف سؤالاتی را به محضر محقق دیرپای نهضت‌های اسلامی معاصر، استاد سیدهادی خسروشاهی ارسال داشتیم و آنچه در پی می‌آید، پاسخ مکتوب ایشان به پرسش‌های «جوان» است. با سپاس از ایشان که پذیرای درخواست ما شدند. ( 29/1/1389)

تعریف حضرتعالی از «نهضت اسلامی» چیست؟

هر نوع حرکت فعّال جهت دار و سازمان یافته در راستای احیای ارزش های الهی و حاکم ساختن اصل قسط و عدل در یک جامعه مسلمان نشین را می توان «نهضت اسلامی» نامید که البته در بلاد مختلف، با تعبیرات و اصطلاحات ویژه آن ها، مانند: حرکت، جنبش، تحریک، نهضت و... نامیده می شود. پس هر حرکت یا نهضت اسلامی در شکل عام خود، باید در راستای احیای ارزش ها باشد که در طلیعه آن ها قیام لله، مثنی و فرادا قرار دارد، یعنی هدف از این امر نباید رسیدن به قدرت ظاهری یا پست و مقام باشد، بلکه هدف اصلی، ادای تکلیف و انجام وظیفه است در راه خدا است، خواه به نتیجه ظاهری مطلوب برسد یا نرسد.

تحلیل جنابعالی از جریان شناسی نهضت های اسلامی کنونی چیست؟

تحلیل جریان شناسی نهضت های اسلامی کنونی را نمی توان در یک گفتگوی کوتاه بررسی کرد امیدواریم که در یک بحث مستقل در این باره گفتگو کنیم. البته بطور کلی باید اشاره کرد که نهضت های اسلامی در کلیت خود، انگیزه واحد و گرایش و هدف مشترکی را پی گیری می کنند، ولی نمی توان برای همه حرکت ها و نهضت ها، مسیر واحدی را تعیین کرد، بویژه که در هر کشور و سرزمینی، برداشت ها و صفت های خاصی مورد توجه و نظر رهبری نهضت ها قرار می گیرد که باعث پیدایش جریان های مختلف می گردد، ولی در کل باید پذیرفت که اغلب این جریان ها، هدف واحدی را پی گیری می کنند.

چه تفاوت یا شباهت هایی بین کارکردها، اولیت ها و روش های نهضت های اسلامی در محیط های جغرافیای سیاسی زیر می بینید:

الف) نهضت های اسلامی کشورهای تحت اشغال نظیر فلسطین، عراق، افغانستان، لبنان و...
ب) نهضت های اسلامی کشورهای تحت سلطه حکومت های استبدادی سکولار
پ) نهضت ها و حرکت های اسلامی مسلمانان در کشورها و مناطقی که اساساً مسلمانان به لحاظ جمعیتی در اقلیت هستند اما به لحاظ جغرافیایی تقریباً متمرکزند؛ نظیر مسلمانان جنوب تایلند، غرب چین و...
ت) حرکت های اسلامی در کشورهایی که مسلمانان در اقلیت و به لحاظ جغرافیایی غیر متمرکزند؛ نظیر مسلمانان کشورهای اروپای غربی، آمریکا و...

در محیط ها و سرزمین های مختلف، علیرغم شباهت کلی در اصل هدف، نمی توان گفت که الزاماً کارکردها و اولویت ها یکسان و هم آهنگ باشد و یا اینکه با توجه به شرایط زمان و مکان، تفاوت هایی با بلاد دیگر نداشته باشد:

الف: در سرزمین های اشغال شده مانند: فلسطین، عراق، افغانستان و... یا تحت فشار و تجاوز دشمن مانند: لبنان و کشمیر و فیلیپین و امثال این ها، بی تردید باید به مقاومت و مبارزه و نبرد مسلحانه برای بیرون راندن دشمن متجاوز، اعم از امپریالیسم، صهیونیسم و یا ارتجاع وابسته، در اولویت کامل قرار گیرد و پی گیری و عملی کردن مسائل بعدی و اهداف نهضت، بستگی تام به پیروزی نهایی بر ضد دشمن دارد...

ب: حرکت های اسلامی سرزمین های تحت سلطة حکومت های استبدادی سکولار، با توجه به شرایط ویژه حاکم بر کشور، مانند: مصر، اندونزی، پاکستان، اردن و نظائر این ها، نمی توانند برای پیروزی از اقدامات جریان های مورد الف، استفاده کنند، چراکه حاکمیت های استبدادی، برای بقای خود از سرکوب بیرحمانه و کامل حرکت ابائی نخواهد داشت و در این راستا هیچ تردیدی به خود راه نخواهد داد... نمونه های مصر، سوریه، لیبی و حتی سودان دوران ژنرال جعفر نمیری و سرکوب بیرحمانه قدرتمندترین نیروی اسلامی معاصر ـ اخوان المسلمین ـ و قتل عام رهبری و کادرهای عادی آن، توسط عبدالناصر و جعفر نمیری و حافظ اسد ـ در جریان قتل عام حماه ـ می تواند نشان دهد که در این قبیل بلاد، باید برای پیشرفت هدف، از وسائل مسالمت آمیز مانند شرکت در انتخابات، به عنوان گروه «معارض» اپوزیسیون ـ و البته نه همکار رژیم ـ و کادرسازی و تربیت نسلی برای آینده و توسعه کارهای علمی ـ فرهنگی در سطح عموم و توده مردم استفاده شود. نمونه: ترکیه و حزب ملی «سلامت پارتی سی» اربکان و سپس حزب فضیلت و بعد اک پارتی سی اردوغان و عبدالله گل ...
 
امام خمینی(ره) در این رابطه، در کتاب حکومت اسلامی رهنمودی با این مضمون دارند: باید موجی از بیداری فکری و معنوی به وجود آوریم تا مانند یک جریان در سرتاسر جامعه ظاهر شود و به تدریج به شکل یک نهضت اسلامی به هم پیوسته، ترکیب یافته از بیدار شدگان و عناصر متعهد و مردم باایمان درآید که قیام می کنند و یک حکومت اسلامی تشکیل می دهند.

پ ـ در کشورها و مناطق مورد اشاره، مانند جنوب تایلند، غرب چین، منطقه قفقاز و چچن و... وضع با هر دو مورد بالا، فرق می کند، و فقدان اکثریت و با وجود حکومتی سکولار غیر هماهنگ با حرکت اسلامی، ایجاب می کند که برای جلوگیری از سرکوب قطعی، ـ نمونه چچن و غرب چین ـ به جنبة فکری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بیشتر اهمیت داده شود ـ تا جنبه های صرفاً سیاسی... و البته اجرا و مراعات اصل عدم هماهنگی کامل با نظام حاکم، در این بلاد می تواند در جذب نیروهای جوان مسلمان مؤثر باشد.

ت: در کشورهایی که مسلمانان در اقلیت هستند و غیر متمرکز از لحاظ جغرافیایی، بی تردید وضع کاملاً با جاهای دیگر فرق می کند. در این کشورها، هدف اصلی حرکت های اسلامی باید در حفظ هویت اصلی و اصیل مسلمانان و تربیت فرزندان آن ها، همراه با یاحفظ ایجاد استقلال اقتصادی ـ فرهنگی و اجتماعی، متمرکز گردد. بدون توجه به این نکات، به تدریج نسل جدید این بخش از مسلمانان در آن کشورها، در جامعه فاسد غربی «استحاله» پیدا می کنند و از بین می روند. و بتدریج در مفاسد جامعه فاسد، غرق می شوند. البته حفظ هویت، آداب و رسوم مذهبی و ملی، گسترش روابط صمیمانه با همة پیروان مذاهب اسلامی گونه گون، و نشر کتب، مجلات و روزنامه ها و سپس ایجاد رسانه های جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون و ایجاد سایت های متعدد به آن ها امکان خواهد داد که اصالت و هویت خود را حفظ کنند و به نسل جوان و بعدی منتقل سازند.

در کشورهایی مانند امریکا و اروپا با توجه به امکانات دمکراتیک ظاهری، با عضویت در احزاب رسمی، نه تنها می توان در حل مشکلات مختلف جامعه اسلامی و گرفتاری روزمره مسلمانان آن مناطق فعال بود، بلکه به تدریج می توان با نفوذ در احزاب رسمی و فعال موجود در صحنه، وارد معرکه برتر و بالاتری شد و حتی در مراکز حساس و سرنوشت ساز نفوذ کرد و منشأ آثار مثبتی در راه هدف، گردید.

به اعتقاد شما راهکارهای مسلحانه (چه به عنوان راهبرد یا تاکتیک) برای رسیدن نهضت های اسلامی به حکومت اسلامی، مشروعیت و کارآمدی دارد؟ چرا؟

راهکارهای مسلحانه، چه به عنوان استراتژی یا تاکتیک، برای وصول به هدف نهایی ـ تشکیل جامعه اسلامی و ایجاد حکومت الهی ـ گرچه مشروعیت دارد، ولی مراعات شرایط زمان و مکان، کاملاً ضروری است. هر نوع عمل مسلحانه مشروع و منطقی ـ نه اقدامات کور و بی ثمر ـ الزاماً به مفهوم تضمین رسیدن به قدرت نیست.. ای بسا همین امر، باعث سرکوبی حرکت اسلامی و انحلال یا عقب ماندگی در پیشبرد اهداف اصلی گردد. اشاره کردیم که بی تردید در سرزمین های اسلامی اشغال شده مانند: عراق، فلسطین، افغانستان و.. مبارزه و مقاومت مسلحانه تنها راه رهایی است وگرنه با استمرار سلطة امپریالیسم و ایادی و مزدوران داخلی آن، امکان هر نوع فعالیت مسالمت آمیز و عمل به قوانین و احکام اسلامی ـ حتی عبادی ـ هم از مسلمانان سلب خواهد شد.

اگر در شمال افریقا ـ الجزائر، تونس، مغرب ـ مسلمانان به مبارزه مسلحانه با امپریالیسم اشغالگر فرانسوی دست نمی زدند، بی تردید تا امروز هم سلطة سیاسی ـ نظامی امپریالیسم ادامه می یافت... در حالی که می بینیم در اثر مقاومت و مبارزه ـ 130 ساله در الجزائر ـ سرانجام این کشورها آزاد شدند... ولو اینکه غفلت و ساده اندیشی و حسن نیت رهبری بعضی از حرکت های اسلامی، موجب گردید که عناصر سکولار و چپ نمای غرب زده قدرت را به دست بگیرند و به حکومت برسند.. و نه تنها اجازه ندهند که رهبری مسلمانان ـ مثل حزب ماشومی و نهضت العلمأ و جبهه انقاذ و حرکه النهضه، در اندونزی و الجزائرو تونس ـ از صحنه بیرون رانده شوند، بلکه در مراحل بعدی، سرکوب و ریشه زدائی کامل انجام پذیرد.
 
 
نمونه یا نمونه هایی از نهضت های اسلامی موفق و ناموفق را بیان فرمایید. به اعتقاد شما دلایل موفقیت یا ناکامی این دو دسته چه بوده است؟

نهضت اسلامی موفق به تمام معنی، جز در ایران اسلامی، در هیچ یک از کشورهای اسلامی مشهود نیست. در ترکیه اگرچه حزب اسلام گرای کنونی به پیروزی رسیده، اما در اجرای همه اهداف اصلی خود ـ برای نمونه مسئله استفاده دختران از حجاب برای شرکت در مراکز فرهنگی و کلاس های دانشگاهی ـ موفق نبوده است. اخوان المسلمین در مصر، سودان، لیبی، جماعت اسلامی در پاکستان، جبهه انقاذ در الجزائر و حرکه النهضه در تونس و.. علیرغم همه نوع تسامح و تساهل با حکومت ها، هر کدام به نحوی سرکوب و از صحنه خارج شده اند و یا توفیق ایجاد یک نظام اجتماعی اسلامی را نیافته اند.  دلایل عدم موفقیت هر یک از این حرکت ها ـ که نام آن ها به طور نمونه مطرح شد ـ در هر کشوری متفاوت است، ولی عامل اصلی در همه موارد، فقدان رهبری قاطع شجاع و تسلیم ناپذیر و لایق و اشتباه در استفاده از نیروهای بالفعل و بالقوه توده مردم بوده است.

صفحات -> 1 - 2

5/5 امتياز (2)
نظرات
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن