منظور از تقريب چيست ؟

تهيه كنندگان ويژه نامه : سيدهادي خسروشاهي
خلاصه : ما در واقع خواستار وحدت اسلامي براي امت اسلامي هستيم و تقريب ميان مذاهب اسلام عملاً وجود دارد، زيرا درس فقه تطبيقي يا مقايسه‏اي، هم اكنون در هر دانشگاه و در هر بخش از بخشهاي فقهي، موجود است و اكنون هر پژوهشگري هر حكم فقهي ...

مسأله چيست؟

شيخ محمد على تسخيرى: بسم اللَّه الرحمن الرحيم و الصلاة و السلام على محمد سيد النبيين و آله الطاهرين و صحبه الكرام.. قبل از هرچيز بر خود لازم مى‏بينم به شيخ بزرگمان، شيخ الازهر و برادر بزرگوار دكتر زقزوق و همچنين برادر عزيزمان جناب مفتى به خاطر موفقيت كنفرانس بين المللى اسلامى(1) تبريك بگويم. اين كنفرانس يكى از سنتهاى مسلمانان را احيا كرده تا هر سال گرد هم آيند و مسائل حياتى خويش را بررسى كنند. به همه شما تبريك مى‏گويم و اميدوارم اين سنت استمرار يابد.

استاد محمود مراد سؤال مهمى را مطرح كردند: ‹‹مسأله چيست؟›› در واقع وقتى علماى ما پيرامون مسأله‏اى به بحث مى‏نشينند، به اصطلاح اصل موضوع مورد بحث را روشن مى‏كنند، تا يكى از طرفها به سمت چيزى و طرف ديگر، به سوى چيز ديگرى نرود و هركدام بر خلاف حقيقت، چيزى را اثبات و چيز ديگرى را نفى نكنند. البته اين جلسه ما، جلسه همدلى و جلسه گفتگو است نه جلسه منازعه، ولى مايلم به سنت علماء و بزرگان در مسير فقهى اجتهادى مان، اشاره كنم.

منظور از تقريب چيست ؟
 
در واقع اگر شبهات موجود را بزداييم، موضوع و محور بحث روشن مى‏گردد. ما خواستار نزديكى افكار هستيم. از هر انديشه‏اى مى‏خواهيم انديشه ديگر را درك كند و مى‏خواهيم انديشه را از سرچشمه آن برگيريم و آراى ديگران را از منابع و طرق خودشان بشناسيم. مى‏خواهيم همگان بر نقاط مشترك فيمابين تأكيد كنند تا با يكديگر كار كنند و براى تعميق آن همكارى نمايند و در آنچه مورد اختلاف واقع مى‏گردد، همديگر را معذور بدارند، همان گونه كه مرحوم شيخ رشيد رضا - يايكى ديگر از شيخصيت‏هاى بزرگ - گفته است.(2)
 
ما در واقع معناى ذوب كردن را مدنظر نداريم و نمى‏خواهيم مذاهب در يكديگر ذوب شوند، زيرا مذاهب افاضات بزرگى است كه انديشه اسلامى را نمايان مى‏سازد و نشان دهنده چشم انداز گسترده‏اى است. به همين دليل ما خواهان ذوب كردن نيستيم. همچنين چيره ساختن را نمى‏خواهيم! يعنى نمى‏خواهيم مذهبى را بر مذهبى ديگر چيره سازيم تا بگوييم كه اين مذهب قويتر از آن مذهب است، خير! نه ذوب كردن و نه چيره ساختن را، بلكه تقريب را مى‏خواهيم براى تحقق تفاهم بيشتر... تا در نتيجه دستها در دستهاى ديگر گذارده شود و موضوع عمليات يكسان و مورد نظر را كه امام شيخ الازهر، بدان اشاره كرده‏اند اتخاذ كنيم. تا امتى واحد، چه در تحقق ساختن خويشتن خويش و چه در رويارويى با دشمن‏مان، باشيم.
 
قرآن كريم به رويارويى با چالشها اشاره كرد، مى‏فرمايد: ‹‹والذين كفروا بعضهم اولياء بعض إلا تفعلوا، تكن فتنة فى الأرض و فساد كبير››. حال به سؤال ديگرى در مورد ريشه‏هاى شرعى تقريب مى‏پردازيم يعنى چگونه به اين موضعگيرى، پايه و اساس شرعى مى‏بخشيم؟ فقها مى‏گويند پايه و اساس روشن است و جناب ‹‹مفتى›› بدان اشاره كردند كه اسلام نسبت به تحولات آينده، پيش بينى‏هاى لازم را كرده است و براى احكام ثابت، احكام ثابت قرار داده، ولى با توجه به متغيرهاى زمانى و مكانى، براى جذب و مهار اين متغيرها، از خود انعطاف نشان داده است.
 
اجتهاد يكى از مهمترين نشانه‏هاى انعطاف پذيرى مى‏باشد. بنابراين اسلام با اجتهاد موافقت كرد و از اين رو دعوت به وحدت، دعوت به اتحاد، موضع‏گيرى عملى در عين اختلاف نظر است و اين يك امر طبيعى است. به مرحله سوم مى‏پردازم و مى‏گويم: اگر اين روند به عنوان غناى فكرى و مشاركت تمدنى است، پس چرا در گذر تاريخ اين همه اشكها و خونها جارى شده است؟ چرا در طول مسيرمان با اين ضربات خشن و كشنده روبرو شده‏ايم؟
 
فكر مى‏كنم اگر دلايل را خلاصه كنيم، دو عامل ظاهر مى‏شود: يكى مربوط به علما و مجتهدان است و ديگر به ساير قشرها مربوط مى‏شود. بعضى‏ها متأسفانه به تنگ نظرى و تعصب ذاتى توجيه‏ناپذير، دچار شدند. عامل ديگر، از اين تنگ نظرى و تعصب سوء استفاده كرد. اين عامل ديگر، همان مصالح حكمرانان و خودكامگان است كه از تاريخ ما گذر كردند و اين تاريخ، را زخمى و خونين ساختند و ميان تنگ نظرى حكمرانان و برخى عوام، با منافع شخصى حكمرانان سركوبگر، همكارى پديد آمد و آنان اختلاف مذهبى - تمدنى زيبا را به اختلاف مذهبى زشت و فرقه گرايى كشنده، مبدل كردند كه رودهايى از اشكها و خونها از همه ما گرفته است!
 
سؤال چهارم: بنابراين، چگونه تقريب بين مذاهب و موضعگيرى واحد را تحقق ببخشيم؟
در اينجا فكر مى‏كنم راهى كه بايد در پيش بگيريم ‹‹راه گفتگو›› است. گفتگو بايد در فضايى آرام صورت بگيرد نه در فضايى نگران كننده، وقتى قريشى‏ها پيامبر (ص) را به ديوانگى متهم مى‏كردند، در اين فضا پيامبر (ص) نمى‏گفت: من ديوانه نيستم به دلايل اينكه اولاً، ثانياً... ثالثاً و... بلكه دگرگون سازى فضاى جار و جنجال و گشودن راه تعقل را خواستار مى‏شد... سپس مى‏فرمود: به خانه هايتان باز گرديد.. سپس بيانديشيد... : ‹‹و ماصاحبكم بمجنون›› بدين جهت، قرآن روش جالبى براى گفتگو و شرايط آن ارائه كرده كه فكر مى‏كنم راه صحيح براى رسيدن به نتيجه مطلوب، همين است.
 
تفاهم و وحدت
 
مسقط - شيخ احمد بن سعود السيابى: ابتدا لازم است از كسانى كه همت كرده‏اند و اين ميزگرد را داير نموده‏اند و از: شيخ الازهر و جناب آقاى دكتر زقزوق و جناب مفتى جمهورى عربى مصر، تشكر كنم. اين فكر جالبى است كه نمايندگان مذاهب حاضر و فعال در صحنه، در اينجا گرد هم آيند. بى ترديد پراكندگى امت اسلامى به صورت گروهها و احزاب در نتيجه عملكردهاى سياسى - تاريخى بوده است و حتى شكاف در ميان امت، يا تشتت امت، بنا به دلايل سياسى بوده كه پيرامون حكومتها دور مى‏زد و امت به شكل احزاب كنونى از هم جدا گرديد و از نظر اعتقادى و فقهى تحت تأثير قرار گرفت، سپس تاريخ اسلام در اين مسير ادامه يافت و هر از گاهى، اين تفرقه دامن زده شد، تا اينكه امت اسلامى در روند تاريخ تمدنى خويش، دچار ضعف گشته و در برابر استعمارگر، به صورت ‹‹شكارى راه گم كرده›› در آمد!
 
 از جنگهاى صليبى گرفته تا استعمار پرتغال كه به عنوان نخستين استعمار غربى در كشورهاى اسلامى به معنى و مفهوم استعمار بود. سپس استعمارگران ديگر آمدند. اينها جملگى در نتيجه خودباختگى امت اسلامى و فقدان هويت به سبب تشتت و پراكندگى بود. به نظرم دليل اين وضعيت همان دامن زدن به اختلافات توسط گروههاى سياستمداران با مخالفان سياسى بود و گزافه نيست اگر بگويم، آنها در پى برانگيختن هرچه بيشتر تفرقه، در بين امت اسلامى بوده‏اند.
 
در واقع اكثر پيروان مذاهب اسلامى ‹‹عوام›› هستند و اگر كسى بخواهد تعداد روشنفكران و انديشمندان در هر مذهب را شمارش كند، از 5 درصد فراتر نمى‏رود! و اگر اين ميانگين را به 10 درصد بالا ببريم، معنايش اين است كه 90 درصد پيروان مذاهب عوام‏اند! كه در انتساب به مذهب خويش احساساتى‏اند، به طورى كه هيچ سخن ديگر از مذهب ديگر را نمى‏پذيرند و به هيچ مذهب ديگرى توجه ندارند. در نتيجه اين انگ زدنها پديد مى‏آيد... بنابراين، دست كشيدن از انگهاى مذهبى و لقبهاى اختلاف برانگيز، يكى از اولويتهاى وحدت اسلامى است.
 
ما در واقع خواستار وحدت اسلامى براى امت اسلامى هستيم و تقريب ميان مذاهب اسلام عملاً وجود دارد، زيرا درس فقه تطبيقى يا مقايسه‏اى، هم اكنون در هر دانشگاه و در هر بخش از بخشهاى فقهى، موجود است و اكنون هر پژوهشگرى هر حكم فقهى را مى‏داند. پس آنچه مسلم است، اين است كه ما وحدت اسلامى مى‏خواهيم و اين مهم در اين زمان امكان‏پذير است... حتى اگر مذاهب بمانند... و مهم اين است كه تفاهم داشته باشيم و ما نياز به اين فضا داريم، تا جايگزين فضاى آكنده از دشمنى و نفرت ميان پيروان مذاهب گوناگون بشود! در واقع، ميان پيروان مذاهب اسلامى دشمنى وجود ندارد و اين دشمنى از موضعگيريهاى تاريخى و در نتيجه مسائل اعتقادى ناشى مى‏شود و اينها موضوعاتى است كه مى‏توان درباره آن‏ها به بحث و گفتگو نشست.
 
محمود مراد: وقتى انسان سخنان را از علماى بزرگوارى چون شما آقايان مى‏شنود، مشكل آسان مى‏شود و با خود مى‏گويد: اختلافات بزرگى نيست و ما همگى به يك انديشه و به يك اسلام ويك ايدئولوژى وابستگى داريم، ولى عملاً و در سطح مردم كوچه و بازار و جامعه، مى‏بينيم اختلافات بزرگ و برجسته‏اى هست و درگيريهايى ميان مذاهب گوناگون وجود دارد.
 
نمى‏گويم كه ديگران برضد ما از اين امر سوء استفاده نمى‏كنند، ولى قبل از اينكه به ديگران نگاه كنيم كه چگونه از اين امر استفاده مى‏كنند، بايد به خودمان نگاه كنيم آنگاه مى‏بينيم اختلافاتى وجود دارد كه اين اختلافات به طور منفى، در زندگى جوامع اسلامى منعكس مى‏شود. اگر اختلافات ميان مذاهب براى غنى سازى و بارور كردن گفتگو باشد كه بسيار خوب است، ولى اينكه اختلافات در كوچه و بازار منعكس شود و به سرحد تكفير ميان افراد مذاهب گوناگون برسد وبه سرحد - همانگونه كه الآن گفته شد - خونريزى و اشك ريزى برسد، گمان مى‏كنم ما نياز مبرم و آنى داريم كه به اين موضوع پايان دهيم.
 
وحدت امت، عبادت حق
 
ايران - شيخ محمد واعظ زاده: از شركت همه شما در اين ميزگرد مهم تشكر مى‏كنم و به همه شما از صميم قلب خوشامد مى‏گويم. البته اين اهتمام و توجه شما براى حمايت از فرايض الهى است. ما مسلمانان در هر زمان، بويژه در اين برهه، بايد به وحدت امت اسلامى توجه كنيم تا اين سخنان خداوند متعال را كه مى‏فرمايد: ‹‹ان هذه امتكم أمة واحدة و أنا ربكم فاعبدون›› و در آيه ديگر: ‹‹ إن هذه امتكم واحده و أنا ربكم فاعبدون›› لبيك بگوييم. خداوند متعال در اين دو آيه ميان وحدت امت و پرستش خداوند، ربط داده است.
 
آرى وحدت امت، مهمترين تكليف الهى بر عهده ما به شمار مى‏آيد. زيرا امت را در جايگاه مناسبى در بين امتها قرار مى‏دهد. بنابراين بحث درباره پشتوانه عزت امت اسلامى امرى ضرورى است. زيرا در اختلاف و افراط گرايى امت جز ضرر و زيان چيزى وجود ندارد. برادران علماء ارتباط نزديكى داشتند با آن سازمان بزرگ كه ‹‹دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه›› خوانده مى‏شد و نيز ارتباط داشتند با مشايخ بزرگ كه جماعت تقريب بين مذاهب اسلامى را تشكيل دادند و در رأس آنان دو امام بزرگوار كه - هر دو شيخ الازهر بودند - يعنى: مرحوم شيخ عبدالمجيد سليم و مرحوم شيخ محمود شلتوت و شخصيت‏هاى ديگرى كه در تأسيس دار تقريب شركت داشتند. مخصوصاً دو امام با اخلاص علامه شيخ عبدالعزيز عيسى و شيخ محمد محمد المدنى و نيز استاد بزرگ ما امام بروجردى.
 
بنده انديشه تقريب بين مذاهب را از مجله رسالة الاسلام (كه به نظرم بهترين مجله اسلامى است كه تا كنون منتشر شده است) آموختم، اولين شماره اين مجله براى مرحوم پدرم رسيد و من بارها آن را خواندم تا اينكه مفاهيم بلند آن از اولين تا آخرين شماره، در جان و دلم راه يافت و تمام آن را از بر و حفظ كردم.(3) همچنين افتخار داشتم با علامه شيخ محمد تقى قمى دبير كل دار التقريب - در قاهره كه تمام كارهاى دارالتقريب را انجام مى‏داد، هميشه ملاقات داشته باشم.
 
در پايان عرض مى‏كنم اديان و يا مذاهب، برجسته‏ترين مصداق اين فرموده الهى است: ‹‹ألم تركيف ضرب‏اللَّه مثلاً، كلمة طيبة كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها فى السماء تؤتى أكلها كل حين بإذن ربها›› دين مانند درختى ثابت و تغييرناپذير است و مذاهب شاخه‏هاى متعدد آن كه بدون محدوديت و بى نهايت بارور مى‏شود... همان گونه كه امت هر روز تا روز واپسين، نياز مداوم به آنها دارد.
------------------------------------------------------------------------------
1. مراد كنفرانس اسلامى ‹‹تجديد انديشه اسلامى›› است كه در آن ايام در قاهره تشكيل شده بود.
2. اين سخن از شهيد شيخ حسن البنّا يكى از مؤسسين دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه، منقول است.
3. مجموعه كامل مجله ‹‹رسالة الاسلام›› در 15 مجلد از سوى ‹‹مجمع جهانى تقريب بين مذاهب اسلامى›› در تهران تجديد چاپ و منتشر شده است.